پیش ِ مردم  نگشودیم  زبانِ گله را

پیش ِ مردم  نگشودیم  زبانِ گله را
کس نفهمید غمِ این دل ِ بی حوصله را

رفتی و بعد تو هر لحظه فرو میریزم
می توان دید بر آوارِ تنم زلزله را

ماهِ من، عکسِ تو در بر که ی دل جا دارد
آه ...دلتنگیِ ما کم نکند فاصله را

غیرِ تاراجِ بهاران چه غرض داشته جغد ؟
که پرانده است ز باغ و برِ ما چلچله را

کاروان پر شده از راهزنان ، همسفران
به که باید بسپاریم دگر، قافله را ...؟

تکیه بر عقل نمودیم  و ضررها کردیم
همتی عشق! تو حل کن پس از این مسئله را

#ستایش_قلب_سربی
#شعروادبیات #خاص
#دلنوشته #عاشقانه
#عشقولانه #عاشقانه_ها
#عشق_جان

#setayeshghalesorbi
دیدگاه ها (۰)

#۱۷_سال_از_رفتنت_میگذره_و_هرساله_این_هفته_آخر_اُردیبهشت_خیلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط