#میگذارمَت روی چشمانم

#میگذارمَت روی چشمانم
#و این شهر را با تو قدم میزنم
#مجبورشان میکنم
#تا برایِ دوست داشتنمان اسپند دود کنند!
#کور شود چشمِ حسودان...
#لال شود زبانِ بدخواهان...
دیدگاه ها (۱۲)

پرنسس ناخواسته

چنان که زندگی روی خوش نشون نداد تصمیم گرفتم که دیگر با روی خ...

**پارت ۳۷**بوی تندِ دودِ غلیظ و سیاه، سینه‌هامون رو پر کرده ...

میدونی جیمین؟ فکر میکنم یکی از قشنگ‌ترین چیزای دنیا اینه که ...

دازای با گریه لب زد:چرا.... چرا خوابیدی؟؟؟ مگه چقدر....چقدر ...

اسم رمان : گوهر مارگارتا فصل 1 کل داستان زبان هی بدون هیچ دل...

عاشقانه های شبنم

ثلامعلیکم.بنده دفتر هستم.بیصو ثیث ساله.از شهر سنگ قبر.کشور م...

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علیه السلام

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.18(روایت از زبان ا.ت)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط