. . . .
. . . .
تو تقدیر منی، ای عشق! اما عقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده
#عشق
#حامد_عسگری
یک نفر هست که لب وا بکند میمیرم
خندهی معجزهآسا بکند میمیرم
در کنارش به خدا حس عجیبی دارم
بوسه موکول به فردا بکند میمیرم
جان من بسته به هر موی سیاهش شده است
تاری از زلف ، هویدا بکند میمیرم
دلخوشم از همه عالم به نگاهش اما
اگر این مسئله حاشا بکند میمیرم
مثل آن شعله که از بارش باران مرده
صورتم را اگر او ، ها بکند میمیرم
رفتنش آخر دنیاست خودش میداند
با کسی غیر خودم تا بکند میمیرم
دوست دارم همه ی عمر کنارم باشد
کفش رفتن اگر او پا بكند ميميرم
. . . .
تو تقدیر منی، ای عشق! اما عقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده
#عشق
#حامد_عسگری
یک نفر هست که لب وا بکند میمیرم
خندهی معجزهآسا بکند میمیرم
در کنارش به خدا حس عجیبی دارم
بوسه موکول به فردا بکند میمیرم
جان من بسته به هر موی سیاهش شده است
تاری از زلف ، هویدا بکند میمیرم
دلخوشم از همه عالم به نگاهش اما
اگر این مسئله حاشا بکند میمیرم
مثل آن شعله که از بارش باران مرده
صورتم را اگر او ، ها بکند میمیرم
رفتنش آخر دنیاست خودش میداند
با کسی غیر خودم تا بکند میمیرم
دوست دارم همه ی عمر کنارم باشد
کفش رفتن اگر او پا بكند ميميرم
. . . .
- ۲۹۴
- ۱۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط