آنان که دم از خدا میزنند اما حتی یک خط از کتاب خدا..
✍- تلاوت قرآن (گرچه مستحب است،) امّا قبل از واجبات آمده است. «یتلون... اقاموا... انفقوا»
- فكر و فرهنگ، مقدّمه ى عمل است. «یتلون كتاب اللّه - اقاموا الصلاة»
- كسى كه عاشقانه مكتب را بپذیرد، نماز و انفاقش قطعى است. (تلاوت كتاب به صورت مضارع آمده كه نشانه تداوم عمل و علاقه به تلاوت است، «یتلون» ولى نماز و انفاق به صورت ماضى آمده كه نشانه قطعى بودن انجام آن است.) «اقاموا - انفقوا»
- نماز، باید با رسیدگى به محرومان همراه باشد. «اقاموا - انفقوا»
- دارائى هاى انسان، داده الهى است. «رزقناهم»
- اگر توجّه داشته باشیم كه دارائى هاى ما از خداوند است، در انفاق، بخل نمى ورزیم. «انفقوا مما رزقناهم»
- بخشى از داده ها انفاق شود، باقى براى خودتان است. «مما رزقناهم» (كلمه «مِن» به معناى بعضى است)
- مورد انفاق، تنها مال نیست بلكه از علم و آبرو و قدرت نیز باید به مردم كمك كرد. «ممّا رزقناهم»
- انفاق، هم سرى باشد هم آشكارا. (در انفاق پنهان، خلوص آدمى رشد مى كند و در انفاق آشكار، مردم تشویق مى شوند.) «سرّاً و علانیة» البتّه انفاق مخفیانه برترى دارد، لذا نام آن قبل از انفاق علنى برده شده است. «سرّاً و علانیة»
- امید به رستگارى، باید با فكر و عمل و انفاق همراه باشد وگرنه امید بدون كار، پندارى بیش است. «یتلون، اقاموا، انفقوا، یرجون»
- با داشتن علم و خشیت الهى (كه در آیه قبل بود) و با تلاوت قرآن و اقامه نماز و كمك به محرومان، باز هم خود را مستحقّ ندانید، تنها امیدوار باشید. «یرجون»
- در معامله با خدا، حتّى یك درصد زیان نیست. «تجارة لن تبور»
- گمان نكنید با انفاق، مال شما تمام مى شود. «تجارة لن تبور»
- در فرهنگ اسلام، دنیا بازار است و انسان فروشنده و نعمت هاى الهى، سرمایه و انتخاب مشترى با انسان است. او مى تواند با خدا معامله كند و مى تواند غیر خدا را انتخاب كند.
در آیه قبل سخن از این بود كه تنها علما خشیت الهى دارند، گویا این آیه سیماى علماى واقعى را شرح مى دهد كه آنان: اُنس با قرآن دارند. نماز به پا مى دارند و انفاق آنان خالصانه است زیرا هم عَلَنى انفاق مى كنند و هم پنهانى و اگر ریاكار بودند تنها علنى انفاق مى كردند.
«تبور» از «بوار» به معناى كسادى شدید در تجارت است. از آنجا كه این امر موجب فساد و نابودى است به هلاكت هم بوار گفته مى شود.
در آیه قبل «یخشى اللّه» مطرح شد و در این آیه «یرجون»؛ آرى، مردان خدا میان خوف و رجا هستند.(573)
در قرآن بارها نماز و قرآن، در كنار هم مطرح شده اند:
«یتلون كتاب اللّه و اقاموا الصلاة»(574) كتاب خداوند را تلاوت مى كنند و نماز به پا مى دارند.
«یمسّكون بالكتاب و اقاموا الصلاة»(575) به كتاب آسمانى تمسك مى كنند و نماز به پا مى دارند.
«اتل ما اُوحى الیك من الكتاب و اقم الصلاة»(576) آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده تلاوت كن و نماز به پا دار.
امتیازات تجارت با خدا
- آنچه از سرمایه داریم، (سلامتى، علم، عمر، آبرو، مال و...) از اوست پس به خود او بفروشیم. آرى، اگر فرزندى زمین و مصالح و پولى از پدر گرفت و منزلى ساخت بعد افرادى خریدار منزلش شدند كه یكى از آنان همان پدر بود، عقل و وجدان مى گوید خانه را به پدر بفروشد، زیرا خود فرزند و تمام دارایى هایش از اوست و فروش به بیگانه جوانمردى نیست.
- خداوند به بهاى بهشت ابدى مى خرد، ولى دیگران هر چه بخرند، ضرر و خسارت است، چون ارزان مى خرند و زودگذر است.
- خداوند كم را مى پذیرد، «فمَن یَعمل مثقال ذرّة» ولى دیگران كم را نمى پذیرند.
- خداوند، از روى عفو و اغماض، عیب جنس را مى پوشاند و با همان نواقص مى خرد. در دعاى بعد از نماز مى خوانیم: خداوندا! اگر در ركوع و سجود نمازم خلل و نقصى است نادیده بگیر و نمازم را قبول فرما. در دعاى ماه رجب مى خوانیم: «خاب الوافدون على غیرك و خسر المتعرّضون الاّ لك»(577) یعنى باختند كسانى كه در خانه غیر تو آمدند و خسارت كردند كسانى كه به سراغ دیگران رفتند.
-----
573) تفسیر اطیب البیان.
574) فاطر، 29.
575) اعراف، 170.
576) عنكبوت، 45.
577) مفاتیح الجنان.
- فكر و فرهنگ، مقدّمه ى عمل است. «یتلون كتاب اللّه - اقاموا الصلاة»
- كسى كه عاشقانه مكتب را بپذیرد، نماز و انفاقش قطعى است. (تلاوت كتاب به صورت مضارع آمده كه نشانه تداوم عمل و علاقه به تلاوت است، «یتلون» ولى نماز و انفاق به صورت ماضى آمده كه نشانه قطعى بودن انجام آن است.) «اقاموا - انفقوا»
- نماز، باید با رسیدگى به محرومان همراه باشد. «اقاموا - انفقوا»
- دارائى هاى انسان، داده الهى است. «رزقناهم»
- اگر توجّه داشته باشیم كه دارائى هاى ما از خداوند است، در انفاق، بخل نمى ورزیم. «انفقوا مما رزقناهم»
- بخشى از داده ها انفاق شود، باقى براى خودتان است. «مما رزقناهم» (كلمه «مِن» به معناى بعضى است)
- مورد انفاق، تنها مال نیست بلكه از علم و آبرو و قدرت نیز باید به مردم كمك كرد. «ممّا رزقناهم»
- انفاق، هم سرى باشد هم آشكارا. (در انفاق پنهان، خلوص آدمى رشد مى كند و در انفاق آشكار، مردم تشویق مى شوند.) «سرّاً و علانیة» البتّه انفاق مخفیانه برترى دارد، لذا نام آن قبل از انفاق علنى برده شده است. «سرّاً و علانیة»
- امید به رستگارى، باید با فكر و عمل و انفاق همراه باشد وگرنه امید بدون كار، پندارى بیش است. «یتلون، اقاموا، انفقوا، یرجون»
- با داشتن علم و خشیت الهى (كه در آیه قبل بود) و با تلاوت قرآن و اقامه نماز و كمك به محرومان، باز هم خود را مستحقّ ندانید، تنها امیدوار باشید. «یرجون»
- در معامله با خدا، حتّى یك درصد زیان نیست. «تجارة لن تبور»
- گمان نكنید با انفاق، مال شما تمام مى شود. «تجارة لن تبور»
- در فرهنگ اسلام، دنیا بازار است و انسان فروشنده و نعمت هاى الهى، سرمایه و انتخاب مشترى با انسان است. او مى تواند با خدا معامله كند و مى تواند غیر خدا را انتخاب كند.
در آیه قبل سخن از این بود كه تنها علما خشیت الهى دارند، گویا این آیه سیماى علماى واقعى را شرح مى دهد كه آنان: اُنس با قرآن دارند. نماز به پا مى دارند و انفاق آنان خالصانه است زیرا هم عَلَنى انفاق مى كنند و هم پنهانى و اگر ریاكار بودند تنها علنى انفاق مى كردند.
«تبور» از «بوار» به معناى كسادى شدید در تجارت است. از آنجا كه این امر موجب فساد و نابودى است به هلاكت هم بوار گفته مى شود.
در آیه قبل «یخشى اللّه» مطرح شد و در این آیه «یرجون»؛ آرى، مردان خدا میان خوف و رجا هستند.(573)
در قرآن بارها نماز و قرآن، در كنار هم مطرح شده اند:
«یتلون كتاب اللّه و اقاموا الصلاة»(574) كتاب خداوند را تلاوت مى كنند و نماز به پا مى دارند.
«یمسّكون بالكتاب و اقاموا الصلاة»(575) به كتاب آسمانى تمسك مى كنند و نماز به پا مى دارند.
«اتل ما اُوحى الیك من الكتاب و اقم الصلاة»(576) آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده تلاوت كن و نماز به پا دار.
امتیازات تجارت با خدا
- آنچه از سرمایه داریم، (سلامتى، علم، عمر، آبرو، مال و...) از اوست پس به خود او بفروشیم. آرى، اگر فرزندى زمین و مصالح و پولى از پدر گرفت و منزلى ساخت بعد افرادى خریدار منزلش شدند كه یكى از آنان همان پدر بود، عقل و وجدان مى گوید خانه را به پدر بفروشد، زیرا خود فرزند و تمام دارایى هایش از اوست و فروش به بیگانه جوانمردى نیست.
- خداوند به بهاى بهشت ابدى مى خرد، ولى دیگران هر چه بخرند، ضرر و خسارت است، چون ارزان مى خرند و زودگذر است.
- خداوند كم را مى پذیرد، «فمَن یَعمل مثقال ذرّة» ولى دیگران كم را نمى پذیرند.
- خداوند، از روى عفو و اغماض، عیب جنس را مى پوشاند و با همان نواقص مى خرد. در دعاى بعد از نماز مى خوانیم: خداوندا! اگر در ركوع و سجود نمازم خلل و نقصى است نادیده بگیر و نمازم را قبول فرما. در دعاى ماه رجب مى خوانیم: «خاب الوافدون على غیرك و خسر المتعرّضون الاّ لك»(577) یعنى باختند كسانى كه در خانه غیر تو آمدند و خسارت كردند كسانى كه به سراغ دیگران رفتند.
-----
573) تفسیر اطیب البیان.
574) فاطر، 29.
575) اعراف، 170.
576) عنكبوت، 45.
577) مفاتیح الجنان.
- ۳.۲k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط