يه بنده خدایی ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺳﺮﺑﺎﺯ که ﺑﻮﺩﻡ يه ﺭﻭﺯ ﺳﺮ ﭘﺴﺖ، ﻣﻮ
يه بنده خدایی ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺳﺮﺑﺎﺯ که ﺑﻮﺩﻡ يه ﺭﻭﺯ ﺳﺮ ﭘﺴﺖ، ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎیی ﺭﻭ که ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ به ﺭﺩﯾﻒ ﻣﯿﺮﻓﺘﻦ ﻧﻈﺮﻡ ﺭﻭ ﺟﻠﺐ ﮐﺮﺩﻥ. ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﺮﮐﺪﻣﺸﻮﻥ یه ﺗﺨﻤﻪ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺩﻫﻦ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭ ﻣﯿﺒﺮﻥ. ﻣﻨﻢ که ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ٬ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺗﺨﻤﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ. ﺧﺎﻡ ﺑﻮﺩﻥ٬ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ... ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺍﻧﺒﺎﺭﺷﻮﻧﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﯿﻨﻢ یه ﺟﺎ ﺗﺨﻤﻪ ﺑﺨﻮﺭﻡ. یه ﺧﻮﺭﺩﻩ که ﺭﺩﺷﻮﻧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ٬ ﻭﺍﯼ ﻭﺍﯼ ﭼﺸﻤﺘﻮﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺪ ﻧﺒﯿﻨﻪ٬ ديدم یارو که یه دل ﺳﯿﺮ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﺨﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ٬ یه ﺟﺎ ﺭﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ
نتیجه اخلاقی: میازار موری که دانه کش است...!!
نتیجه اخلاقی: میازار موری که دانه کش است...!!
- ۴۹۰
- ۲۴ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط