پارت۱۲ چشامو باز کردم سرم ب دست توی اتاقی بود ک فهمیدم ات
پارت۱۲ چشامو باز کردم سرم ب دست توی اتاقی بود ک فهمیدم اتاق خودمه مهرداد گفت_سارا خوبی ایشونم مامانه خواهشا ببخشش +بخشیدمش همون موقع ایی ک عمو بهم گفت مامان ستین بغضشو شکست و گفت_عزیزم اشتباه کردم ببخش منو +آقا من خارجی حرف زدم گفتم بخشیدمش فقط این اشک و آه و ناله ها تموم شه خواهشا بعد دو ساعت سرم تموم شد پاشدم و رفتم پایین راستی یادم رفت بگم بابا مسعود هتل داره سه شعبه هتل نخل مشهد تهران کرج خودمون هم توی هتل زندگی میکنیم هتل تهران مهرداد رفته بود سرکارش از میلاد خواستم باهم بریم باشگاهی ک اونجا کار میکنه ک ای کاش نخواسته بودم ساعت ۱۲ بود ک رفتیم چون از ساعت ۶ تا ۱۱ توی دانشگاه درس میده رفتم پشت میز مهرداد نشستم و میلاد رفت پیش مهرداد چند دقیقه نگذشت ک صدای داد مهرداد اومد_علییی مگه نمیگم این حرکتو اینجوری نزن قفسه سینه ات صدمه میبینه دمبل ها رو بهم نکوب وقتی دستتو باز میکنی بیشتر از ۹۰ درجه نباشه چند بار بگم کل تنم لرزید چ بد اخلاق بعد دو ساعت داشتیم برمیگشتیم خونه میلاد گفت_راستی کارای ثیت نامتو انجام دادما هم کلاس های بازیگری هم مدرسه توی خونه درس میخونی اونم چند کلاسی ک نرفتی باید خودتو ب هم کلاسی هات برسونی+چشم قول میدم مرسی مهرداد گفت_چخبره میلاد قضیه رو توضیع داد مهرداد گفت_خوب خواهر و برادر جور شدینا +بعله با اجازه اتون میدونین چرا چون بداخلاق نیست عین خودم خوش اخلاق _من بد اخلاقم دست شما درد نکنه +نوچ درستش اینه دست شوما درد نکند زدیم زیر خنده رسیدیم
۱۲.۸k
۰۸ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.