🌺مبعث حضرت رسول اکرم(ص) از دیدگاه قرآن....🌺
سالهای طولانی بود که مردم جهان به خصوص مردم جزیرةالعرب از نور مستقیم خورشید نبوت دور گشته و در تاریکی جهل و خرافات غوطه میخوردند، از گردابی بیرون آمده، در گردابی دیگر فرو میرفتند. با آلودگی به اشرافیت، غارتگری، قساوت، تعصبات نژادی، قبیلهای، بتپرستی، فضایل اخلاقی را پایمال و رذایل اصول زندگی را سپری میکردند.
امیرالمؤمنین(ع) در خصوص دوران بعثت میفرمایند: «خداوند پیامبر اسلام(ص) را زمانی فرستاد که مردم در فتنهها گرفتار شده و رشتههای دین پاره شده بود. چراغ هدایت بینور و کوردلی همگان را فرا گرفته بود. خدای رحمان معصیت میشد و شیطان یاری میگردید. با دست مردم جاهل، نشانههای شیطان آشکار و پرچم او افراشته گردید. فتنهها، مردم را لگدمال کرده و یا سمهای محکم خود نابودشان کرده و پابرجا ایستاده بود. اما مردم حیران و سرگردان، بیخبر و فریبخورده، در کنار بهترین خانه (کعبه) و بدترین همسایگان (بتپرستان) زندگی میکردند. خواب آنها بیداری و سرمه چشم آنها اشک بود، در سرزمینی که دانشمندان آن لب فروبسته و جاهل گرایی بود.
در این هنگام که بشریت در کویر خشک رذایل گرفتار بود، مردی در دل کوههای مکه، خدا را عبادت میکرد. در کنار بتها و ظلمها زندگی کرد اما هیچگاه بت را سجده نکرد و دامن مقدسش به ظلم آلوده نشد. به فرموده امام حسن عسکری (ع):«چون چهل سال از عمر ایشان گذشت، حق تعالی دل او را بهترین دلها و خاشعتر، مطیعتر و بزرگتر از همه دلها یافت. پس به دیده آن حضرت نور دیگر داد و امر فرمود که درهای آسمان را گشودند و فوج فوج ملائکه به زمین آمدند و آن حضرت نظر میکرد و ایشان را میدید و رحمت خود را از ساق عرش تا سر آن حضرت متصل گردانید». پس جبرئیل فرود آمد و اطراف آسمان و زمین را فرو گرفت و بازوی آن حضرت را حرکت داد و گفت: «یا محمد بخوان، فرمود: چه بخوانم»، گفت: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ.خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ».
ادامه مطلب در پست بعدی....
امیرالمؤمنین(ع) در خصوص دوران بعثت میفرمایند: «خداوند پیامبر اسلام(ص) را زمانی فرستاد که مردم در فتنهها گرفتار شده و رشتههای دین پاره شده بود. چراغ هدایت بینور و کوردلی همگان را فرا گرفته بود. خدای رحمان معصیت میشد و شیطان یاری میگردید. با دست مردم جاهل، نشانههای شیطان آشکار و پرچم او افراشته گردید. فتنهها، مردم را لگدمال کرده و یا سمهای محکم خود نابودشان کرده و پابرجا ایستاده بود. اما مردم حیران و سرگردان، بیخبر و فریبخورده، در کنار بهترین خانه (کعبه) و بدترین همسایگان (بتپرستان) زندگی میکردند. خواب آنها بیداری و سرمه چشم آنها اشک بود، در سرزمینی که دانشمندان آن لب فروبسته و جاهل گرایی بود.
در این هنگام که بشریت در کویر خشک رذایل گرفتار بود، مردی در دل کوههای مکه، خدا را عبادت میکرد. در کنار بتها و ظلمها زندگی کرد اما هیچگاه بت را سجده نکرد و دامن مقدسش به ظلم آلوده نشد. به فرموده امام حسن عسکری (ع):«چون چهل سال از عمر ایشان گذشت، حق تعالی دل او را بهترین دلها و خاشعتر، مطیعتر و بزرگتر از همه دلها یافت. پس به دیده آن حضرت نور دیگر داد و امر فرمود که درهای آسمان را گشودند و فوج فوج ملائکه به زمین آمدند و آن حضرت نظر میکرد و ایشان را میدید و رحمت خود را از ساق عرش تا سر آن حضرت متصل گردانید». پس جبرئیل فرود آمد و اطراف آسمان و زمین را فرو گرفت و بازوی آن حضرت را حرکت داد و گفت: «یا محمد بخوان، فرمود: چه بخوانم»، گفت: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ.خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ».
ادامه مطلب در پست بعدی....
- ۱.۶k
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط