{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#امام_حسین

#امام_حسین
#عاشورا


◾ ️ در رکاب پدر❗ ️

◀ ️ به نقل تواریخ، وقتی کاروان حسینی به منزلگاه «قصر بنی مقاتل» رسید، پس از استراحتی کوتاه و برداشتن آب، در مسیر حرکت، یک لحظه خواب چشمان حسین بن علی (ع) را گرفت، وقتی بیدار شد، فرمود: «انّا للّه و انّا الیه راجعون، والحمد لله ربّ العالمین». سه بار این جمله را تکرار کرد که به طور ضمنی اشاره به حادثه تلخ و مصیبت و شهادت داشت.

🔵 علی اکبر که سوار بر اسب بود، با شنیدن این ذکر (استرجاع) نزد پدر آمد و گفت: پدر جان، جانم به فدایت، برای چه استرجاع گفتی و خدا را حمد کردی؟

🔴 امام حسین (ع) فرمود: سر بر روی زین اسب نهاده بودم که لحظه ای به خواب رفتم. سواری را دیدم که می گفت: این گروه سِیر می کنند، مرگ هم در پی آنان روان است. فهمیدم که در این سفر به شهادت خواهیم رسید.

🔸 پرسید: پدر جان، مگر ما بر حق نیستیم؟
فرمود: چرا فرزندم، قسم به خدایی که بازگشت همگان به سوی اوست، ما بر حقّیم.

🔹 علی اکبر گفت: پس، دیگر چه باک از مردن در راه حق؟
حسین بن علی (ع) فرمود: خدا جزای خیر به تو بدهد؛ بهترین پاداشی که به فرزندی نسبت به پدرش می دهند.

📚 📗 ارشاد مفید، ص 226
دیدگاه ها (۱)

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

امام حسن(ع) به اهل بيت خود میفرمود:من به زهر شهيد خواهم شد م...

شهید محمد امین لطیفی محل شهادت : خرم آباد روایت است که چونم ...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط