{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟
دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را…
گفتند : عشقت کیست؟
گفت:عشقی ندارم!
خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟
گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ،
وعدهسرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ،
میپرستمش ، بی وفایی نمیکنم با او مهربان خواهم بود ، برایش
فداکاری خواهم کر د،ناراحت و نگرانش نمیکنم ، غمخوارش میشوم…
گفتند: ولی اگر تنهایت گذاشت ، اگر دوستت نداشت ، اگر نامردی کرد ، اگربی وفابود ،
اگر ترکت کرد چه…؟
اشک بر چشمانش حلقه زد و گفت : اگر اینگونه نبود که من “دیوانه” نمیشدم…
دیدگاه ها (۱)

روزی دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، پرسید: «چرا دوستم ...

با اینکه رشته‌اش ادبیات بود، هر روز سری به دانشکده تاریخ می‌...

پسر به دختر :پدرمن پیره و 92 سالشه و به همین زودی ها می میره...

در یک روز گرم تابستان، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد...

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟ دیوانه خ...

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟ دیوانه خ...

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟دیوانه خند...

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟دیوانه خند...

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟دیوانه خند...

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟دیوانه خند...

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟دیوانه خند...

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟دیوانه خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط