آن داغ ننگ خورده که میخندید

آن داغ ننگ خورده که میخندید
بر طعنه های بیهده،من بودم
گفتم: که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که "زن" بودم
 
 
 
اینجا ستاره ها همه خاموشند
اینجا فرشته ها همه گریانند
اینجا شکوفه های گل مریم
بیقدرتر ز خار بیابانند
 
 
اینجا نشسته بر سر هر راهی
دیو دروغ و ننگ و ریاکاری
در آسمان تیره نمیبینم
نوری ز صبح روشن بیداری
 
 

فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۵)

این آخرین ترانه لالائیستدر پای گاهواره ی خواب توباشد که بانگ...

*بسم اللّه* اینجا فرشته ها همه گریانند اینجا شکوفه های گل مر...

اینجا ستاره ها همه خاموشنداینجا فرشته ها همه گریاننداینجا شک...

آن داغ ننگ خورده که میخندد
بر طعنه های بیهده، من بودم
گفتم :...

آن داغ ننگ خورده که میخندیدبر طعنه های بیهده،من بودمگفتم: که...

این شعر را برای تو میگویم در یک غروب تشنه تابستان در نیمه ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

این شعر را برای تو می گویم در یک غروب تشنهٔ تابستان در نیمه ...

امشب بر آستان جلال توآشفته ام ز وسوسه الهامجانم از این تلاش ...

اگرسربه سر تن به کشتن دهیم به از آنکه ایران به دشمن دهیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط