رفتی که اشک خواهرت را در بیاری

رفتی که اشک خواهرت را در بیاری
بغض گلوی دخترت را در بیاری
آیا نمی‌شد ای سلیمان زمانه
قبل از سفر انگشترت را در بیاری؟
دیدگاه ها (۳)

.کلام تلخ ولی صادقانه را بپذیربهانه است؟ چه بهتر! بهانه را ب...

⁉️ *بهترین دوستت کیست؟ ✅دوست خوب چه ویژگی هایی دارد؟تا به ح...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

عروس اینترنشنال صدای صهیونیست ها را سر سفره عقدش تکرار می کن...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

چند پارتیــــــــــ🖤✈️🖤ـــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریـ...

A Shadow Named Youسایه‌ای به نام تو P.17(روایت از زبان ا.ت)ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط