{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⭕️حکایت گوسفند مفت خور ...

⭕️حکایت گوسفند مفت خور ...

کره خری از مادرش پرسید:
این کجای انصاف است که ما با کلی سختی و مشقت ، یونجه را از مزرعه به خانه حمل می کنیم، در حالی که گل های یونجه را گوسفند میخورد و ته مانده آن را به ما می دهند...؟!
گوسفند آنچنان به حرص و ولع گلهای یونجه را می خورد که صدای خرت خرت آن و حسرت یکبار خوردن گل یونجه، ما را می کشد...
خر به فرزندش گفت: صبر داشته باش و عاقبت این کار را ببین...
بعد از مدتی سر گوسفند را بریدند...
گوسفند در حالیکه جان می داد، صدای غرغرش همه حا پیچیده بود...
خر به فرزندش گفت:
کسی که یونجه های مفت را با صدای خرت خرت می خورد، عاقبت همینطور هم غر غر می کند!

هرکسی حاصل دسترنج دیگران را مفت میخورد باید نگران عواقبش هم باشد...
#حکایت
دیدگاه ها (۲)

حکایت گوسفند مفت خوررر... تلنگررر

#حکایت جواب ابلهان خاموشی است! پورسینا در سفر بود. در هنگام ...

مقاله ای که روزنامه "قانون" را بخاطر چاپ آن تعطیل کردند !خر ...

حسرت

سلام و احترام🍃🌸🍃🖥 استاد رائفی‌ پور 📁 «مغزهای کوچک غرب‌زده»ام...

داستانک شش درهم

«لیلی و‌مجنون» نظامی گنجویهر روز که صبح بردمیدییوسف رخ مشرقی...

هر روز که صبح بردمیدییوسف رخ مشرقی رسیدیکردی فلک ترنج پیکرری...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_شانزد...

خب از حال و هوای کای و کریستال بیرون بیایم شایعه همیشه هست ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط