سناریو توکیو ریونجرز

خانم ها و آقایان خوش آمدید به ★سناریو درخواستی از توکیو ریونجرز★

موضوع:«عروسی مایکی و تاکمیچی» (شخصیت ها با هم فامیل هستند!!! خیلی سم شد😂🫥)

کاراکترها:«تاکمــــــیچی هانـــــــاگاکی، ســــــانو مانجـــــیرو، میتســـــویا تاکاشـــــی، ران هایـــــتانـــی و رینـــــدو هایـــــتانـــی، کــــن ریوگـــــوجی، چــــیفویو ماتـــــسونو، باجــــی کیوســـــکه، شوجــــی هانـــــما، کیســـــاکی تــــتا، امــــا ســــانو، هــــینــــاتا تاچیبــــــانا، هاکـــــای شــــیبا و تایــــجو شیــــبا، ســــویا کـــــاواتــــا و ناهـــــویا کـــــاواتــــا.» (فعلا با همین کاراکترا.)

ــــــــــــــــــ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ـــــــــــــــــ‌


تالار از بیرون شبیه یک مراسم عروسی معمولی بود، اما از داخل… بیشتر شبیه جلسه‌ی خانوادگیِ آدم‌هایی بود که نباید هیچ‌وقت کنار هم جمع می‌شدن.

تاکمیچی، با لباس دامادی شیک و صورتیِ ملایم، کنار مایکی ایستاده بود و لبخند می‌زد؛ لبخندی که هم از استرس، هم از این‌که هنوز باورش نمی‌شد زنِ مایکی شده. (آقا موضوع نداشتم گفتم این دوتا رو شوهره هم کنم-)
مایکی هم طبق معمول، با همون نگاه بی‌خیال و آرامشِ خطرناک، فقط به کیک عروسی خیره شده بود و زیر لب گفت:«اگه این کیک شکلاتی نباشه، عروسی رو باطل می‌کنم.» (اینجا منظورم اینه که عروسی رو لغو میکنم) تاکمیچی با استرس و لبخند گفت: «نمی‌دونم چرا حس می‌کنم این تهدید جدیه…»

یک گوشه، هینا ــ اکـ&ـس تاکمیچی ــ با لبخندی زورکی ایستاده بود، از اون لبخندهایی که فقط برای حفظ آبرو ئه. هرکس نزدیکش می‌شد، با صدایی آروم می‌گفت:«آره عزیزم، خیلی خوشحالم… فقط یه قدم دیگه نزدیک شو تا خوشحال‌ترم بشم.»
همه هم خیلی سریع مسیرشون رو عوض می‌کردن.

کنار سالن، دراکِن، پسرعموی مایکی، همراه اما آمده بود؛ بعد از سال‌ها که با هانما قطع رابطه کرده بود (چرا آخهـ-)، حالا دوباره با عشق جدیدش برگشته بود و بی‌خیال همه‌چیز، برای خودش نوشیدنی می‌ریخت.

در گوشه‌ای دیگه از تالار، باجی ــ شوهرخاله‌ی تاکمیچی (خاله=چیفویو) ــ با بی‌میلی تمام، موز می‌خورد و به جشن نگاه می‌کرد؛ دقیقاً مثل کسی که به زور آوردنش عروسی و خودش هم هنوز نفهمیده چرا اینجاست.
چفویو هم اصلاً معلوم نبود کجاست؛
بعداً فهمیدن بیرون تالار با گربه‌ها نشسته و داره باهاشون بازی می‌کنه.

میتسویا ــ عمه‌ی تاکمیچی ــ داشت با برادرای زنش، تایجو و هاکای، درباره‌ی دکور و مراسم حرف می‌زد. (این سه نفر تنها آدم های سالم در این عروسی هستند-)

اما فاجعه‌ی اصلی طبقه‌ی بالا بود.
برادران هایتانی، برادران کاواتا رو گروگان گرفتن و دارن میکننـ-
انگری و اسمایلی بدبخت هم فقط صبر میکردن ببینن این کابوس کی تموم میشه.

و در نهایت، دایی و عموی تاکمیچی هم تو جشن حاضر بودن:
هانما و کیساکی؛
اون هم نه فقط به‌عنوان دایی و عمو، بلکه به‌عنوان زن و شوهر! (خدایــــــــــــــــا بســـــــــــــــــه!!!)
و خبر بهتر؟
یه بچه هم تو راههـ-
همه به کیساکی نگاه می‌کردن، بعد به هانما، بعد دوباره به کیساکی، و فقط یه جمله توی ذهن همه می‌چرخید:«خدایا… این خانواده اصلاً چطوری تشکیل شد؟»

مایکی تو سکوت به تاکمیچی نگاه کرد و گفت:«فکر می‌کنی این عروسی تا آخر سالم بمونه؟»
تاکمیچی با لبخند مردد جواب داد:«اگه تا حالا سالم مونده، معجزه‌ست…»

ـ پایان. (نمیدونم، شاید ادامه دارهـ- آقا گیر نده، بخدا مغزم گـ&ـوزید سر اینـ-)


ــــــــــــــــــ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ــــــــــــــــــ




¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#توکیو_ریونجرز #انتقام_جویان_توکیو #انیمه #سناریو #وانشات #تاکمیچی #مایکی #دراکن #باجی #چیفویو #میتسویا #اسمایلی #انگری #اینوپی #سانزو #ران #ریندو #هانما #کیساکی #کازوتورا #ایزانا #شیون_مادارامه #کاکوچو #کوکونوی #سنجو #واکاسا #تاکئومی #هینا #شینیچیرو #آکانه #تایجو #هاکای #توکیو_مانجی_گنگ #تومان #والهالا #بلک_دراگن #بونتن #براهمن #هری_پاتر
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
دیدگاه ها (۴۴)

#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایکی #دارکن #هیناتا #ِاما #ب...

...: ・ෆ・┈・┈・ᕱ⑅ᕱ・┈・┈・ෆ・ :#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایکی...

(*^▽^)/★*☆♪#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایکی #دارکن #هینا...

(*^▽^)/★*☆♪#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایکی #دارکن #هینا...

...: ・ෆ・┈・┈・ᕱ⑅ᕱ・┈・┈・ෆ・ :#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایکی...

...: ・ෆ・┈・┈・ᕱ⑅ᕱ・┈・┈・ෆ・ :#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایکی...

...: ・ෆ・┈・┈・ᕱ⑅ᕱ・┈・┈・ෆ・ :#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایکی...

...: ・ෆ・┈・┈・ᕱ⑅ᕱ・┈・┈・ෆ・ :#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایکی...

...: ・ෆ・┈・┈・ᕱ⑅ᕱ・┈・┈・ෆ・ :#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایکی...

....: ・ෆ・┈・┈・ᕱ⑅ᕱ・┈・┈・ෆ・ :#توکیو_ریونجرز #سنجو #تاکمیچی #مایک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط