آبنبات...👌❤🍀

#کودکی می بینم
که در آن #دور دست ها
می دود و
از ته دل می خندد
آیا #غم دل را داند؟!
من #گمان می دارم
با دل یکرنگش
هر چه جز #غم خواهد
هر چه جز درد
جز تنهایی
چه #قشنگ می خندد
و چه پاک
من در این لبخندش
غرق #پاکی شده ام
غرق آیای #شادی هایش؟!
چه راحت می خندد
و چه بی #آلایش
من به او می گویم :
که چرا می خندی؟!
می خندد
و دلیلش این است
آبنبات
#خنده ام می گیرد
می گویم:
#دلخوش باش
به همین #آبنبات
و همینطور بخند...📷📸
#آرامکده
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :...

یک نفر دارد مرا هر دَم هوایی می کندعاشقم کرده ولی بی اعتنایی...

گاهگاهی که دلم یاد تو را میگیردتک تک فاصله ها در گذر تلخ زما...

برای لبخند زدن...همیشه نباید... یک چتر باشد و باران و یک نفر...

touch me now

نمی‌دانم رسیدن چیست اما بی گمان مقصدی هست که همه وجودم به سو...

در بیابانی دور که نروید جز خار که نخیزد جز مرگ که نجنبد نفسی...

من خدایی دارم،که در این نزدیکی است نه در آن بالاها مهربان، خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط