حس میکنم به پوستر جدید عادت ندارید ....

ته: هانا... خوبی؟ بهت که دست نزد؟
هانا سرش رو بالا آورد. چشماش پر از اشک بود:
هانا: نه... من خوبم. اما تهیونگ... اون‌ها از من متنفرن. تا کی قراره این بازی ادامه داشته باشه؟ من می‌ترسم بلایی سر آرا بیارن...
با دیدن اشک‌هاش، تمام غرورم فرو ریخت. بی‌اختیار دستم رو بردم بالا و صورتش رو بین دست‌هام گرفتم. با انگشت شستم اشک‌هاش رو پاک کردم. فاصله‌مون انقدر کم بود که صدای نفس‌های تند همدیگه رو می‌شنیدیم.
ته (با لحنی پر از عشق و سوز دل): نترس هانا... تا وقتی من زنده‌ام، هیچکس نمی‌تونه تو یا آرا رو اذیت کنه. من از ماریا و اون خانواده حالم بهم می‌خوره... تنها دلیلی که توی این عمارت لعنتی نفس می‌کشم، تو و این دختر کوچولویی.
هانا زل زد توی چشمام. لرزش لب‌هاش متوقف شد.
هانا (با صدای آروم): تهیونگ...
ته: جانِ تهیونگ... تو تنها حس واقعی زندگی منی هانا. من اجازه نمی‌دم هیشکی تو رو از من بگیره.
توی اون اتاق تاریک، میون اون همه نفرت و خشمِ آدم‌های بیرون در، برای یک لحظه زمان ایستاد. تهیونگ آروم پیشونیش رو به پیشونی هانا چسبوند، در حالی که آرا کوچولو بینشون آروم گرفته بود و به خواب رفته بود...
ادامه دارد
اسلاید اول استایل ته
دوم استایل هانا
و سوم آرا کوچولو و وایبی که دارهههه
دیدگاه ها (۱)

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

چند پارتی جیمین پارت هفتم

پارت۴۶

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

ᴘᴀʀᴛ ۳۹ | یه تغییر بزرگچند سال گذشت...آرا دیگه اون دختر خجال...

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط