{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا حوالیِ دوست داشتنت، من هر صبح به خورشید لبخند می‌زن

اینجا حوالیِ دوست داشتنت، من هر صبح به خورشید لبخند می‌زنم. خودم را به یک صبحانه مفصل دعوت می‌کنم. شاد ترین لباس‌هایم را میپوشم و به خیابان می‌زنم ...
در این میان، چندین نفر با پیراهنی شبیه به تو برایم دلبری می‌کنند. ناگهان یادم می‌آید امروز صبح آخرین قطره ی عطر سردت را به خانه پاشیده‌ام. به فروشگاه می‌روم و نسخه‌ای دیگر از بوی تو را می‌خرم ...
با دوستانم قرار می‌گذارم و به کافه می‌روم. چند ساعتی لابه‌لای خنده‌هایم گُمت می‌کنم. دَم دَمای غروب به پارک می‌روم و کمی کودکی‌ام را مرور می‌کنم. ساعت که نه شد، خسته‌تر از هر روز به خانه می‌آیم ...
یک فنجان قهوه و دفترچه‌ی کوچک خاطراتم صدایم می‌زنند. باز هم مینویسم : " یک روز دیگر بی تو ... "
عزیزِ جانم !
کاش می‌دانستی اینجا حوالیِ دوست داشتنت من " زندگی " می‌کنم ...!
دیدگاه ها (۱)

نامه ای برای اونیکه دوستش دارم🌸🫂🧿🌐تو را دوست دارم‌بیش تر از ...

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

پست خداحافظی مونیر الحدادی از هواداران استقلال:ممنونم، استقل...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط