وه! چه مضمون‌ها که با این چشم‌ها آورده‌ای

وه! چه مضمون‌ها که با این چشم‌ها آورده‌ای
شاه‌بیتی از غزل‌های خدا آورده‌ای

با همین لبخند شیرینی که درمان من است
بر سر دل‌های بسیاری بلا آورده‌ای

داستانم را به مجنون گفتم و با خنده گفت:
این همه دیوانگی را از کجا آورده‌ای؟

ای غم شیرین تنهایی، کجا با این شتاب؟
بیشتر در خانه‌ام بنشین، صفا آورده‌ای

ای نسیم عشق، ممنونم که در زندان من
بار دیگر عطر گیسویی رها آورده‌ای .


#سجاد_سامانی
دیدگاه ها (۵)

وه! چه مضمون‌ها که با این چشم‌ها آورده‌ایشاه‌بیتی از غزل‌های...

دنیام..تمام تحمل ام رو از تو دارم... ممنوم خیلی ازت که همیشه...

داستانم را به مجنون گفتم و با خنده گفت:این همه دیوانگی را از...

داستانم را به مجنون گفتم و با خنده گفت:این همه دیوانگی را از...

۷۲۱داستانم را به #مجنون گفتم و با خنده گفت : این همه #دیوانگ...

با همین لبخندِ شیرینی که درمانِ من است ،بر سرِ دل هایِ بسیار...

با همین لبخند شیرینیکه درمان من استبر سر دل‌های بسیاریبلا آو...

لبخند بزنید

با همین خنده ی شیرینی که درمان من استبر سر دل های بسیاری بلا...

با همین لبخندِ شیرینی که درمانِ من است ،بر سرِ دل های بسیاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط