{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم

نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم

و گر پرسی چه می‌خواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم

نمی‌خواهم که با سردی چو گل خندم ز بیدردی

دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم

چه غم کان نوش لب در ساغرم خونابه می‌ریزد

من از ساقی ستم جویم من از شاهد جفا خواهم

ز شادیها گریزم در پناه نامرادیها

به جای راحت از گردون بلا خواهم بلا خواهم

چنان با جان من ای غم درآمیزی که پنداری

تو از عالم مرا خواهی من از عالم تو را خواهم

به سودای محالم ساغر می خنده خواهد زد

اگر پیمانهٔ عیشی در این ماتم‌سرا خواهم

نیابد تا نشان از خاک من آیینه رخساری

رهی خاکستر خود را هم‌آغوش صبا خواهم
دیدگاه ها (۱)

The flooding in Fishlake – a photo essay

ادم بایستی اگر دلش برای دیدن کسی تنگ شد نباید ارام یک گوشه ب...

نگاه وحشی لیلی چه افسون‌کرد صحرا راکه‌نقش پای آهو چشم‌مجنون‌...

یا رسول الله مددی ان میر مه رو را بگو وان چشم جادو را بگو وا...

راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهمو گر پرسی چه می‌خواهی؟ ...

#نه_راحت_از_فلک_جویم_نه_دولت_از_خدا_خواهمو گر پرسی چه می‌خوا...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_هجدهمنه راحت از فلک جویم نه #دولت از ...

چنـان با جـانِ من ای غــم!درآمیـزی که پنـداریتـو از عالم مـر...

نمیخواهم که باسردی،چو گل خندم ز بیدردیدلی چون لاله با داغِ م...

چنان با جان من ای غم درآمیزی که پنداریتو از عالم مرا خواهی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط