{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#به_وقت_دلتنگی 💔🥀

#به_وقت_دلتنگی 💔🥀

برای بار آخر دستم را روی صورتش گذاشتم، حمیدی که همیشه صورت گرم و پر از محبتش را لمس می‌کردم حالا سرد سرد بود، سردی عجیبی که تا مغز استخوان آدم می‌رفت، گفته بودند چشم های نیمه باز حمید را نبندید تا مادر و همسرش را برای بار آخر ببیند،خودم چشم هایش را بوسیدم و بستم.

[شهید مدافع حرم حمید ساهکالی مرادی به روایت همسر شهید]
📚کتاب: یادت باشد


#شهید #شهدا #شهادت #یادت_باشد #مدافع_حرم #شهید_مدافع_حرم #شهید_سیاهکالی #شهید_سیاهکالی_مرادی #همسر_شهید #همسر_شهید_مدافع_حرم #همسر_شهید_سیاهکالی_مرادی #خاطره_شهدا #خاطرات_شهدا #داستان_شهدا #به_وقت_دلتنگی #دلتنگی #غمگین
دیدگاه ها (۰)

همیشه یادتان را من به هنگام نظربازیزرخسار علی جویم و این است...

رمان یادت باشد ۲۴۵

📌خصوصیات اخلاقی شهید حمید سیاهکالیحمید مهربان و مودب بود و ب...

رمان یادت باشد ۲۵۰

خنده و شوخی با شهداخطایی از بچه ها سر زده بود...حسن آنهارا ب...

رمان یادت باشد ۲۵۸

.......•☆•...............•☆•...............•☆•*_ *.¸¸.·♩♪♫💤🦋...

همه آرزو هامون حسرت شد....💔🥺🍂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط