پارت ۳ ( اتل متل بی تی اس)😂😂😂💔
در یک روز خیلی عادی( بسیار عادی) جیمین و کوک جلوی خونه جیهوپ وایسادن تا جیهوپ آماده بشه باهم برن خوش بگذرونن...
کوک پاهاشو به زمین میزد.
کوک: جیهوپ کجا مونده😑
جیمین: وایسا صداش کنم....😐🤲
ی سنگ از زمین برداشت و به شیشه خونه جیهوپ زد.
کوک: این چه کاریه مگ تو گوشی نداری؟😐😐😐
جیمین: آها راستی میگی.😔💔😁
گوشیشو برداشت و به شیشه خونه کوبوند...😐😐😐😐💔🍊
کوک:😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐🤦♀️
پنجره:😐😐😐😐😐😐😐💔
جیهوپ سرشو از پنجره بیرون آورد...
جیهوپ: این گوشی مال کدوم گاگولیه ؟!
وقتی داشت حرف میزد نمیدونستم درمورد کی حرف میزنه به خواطر همین به قیافه مظلوم جیمین نگاه کرد....
جیهوپ: کوک تو بودی؟
کوک: من؟!ن
جیهوپ: وایسا بیام اونوقت می فهمی حالا شیشه پنجره منو میشکونی میمون😑💔⛓
کوک:😐😐😐😐😐🤦♀️💔 الفاتحه
کوک پاهاشو به زمین میزد.
کوک: جیهوپ کجا مونده😑
جیمین: وایسا صداش کنم....😐🤲
ی سنگ از زمین برداشت و به شیشه خونه جیهوپ زد.
کوک: این چه کاریه مگ تو گوشی نداری؟😐😐😐
جیمین: آها راستی میگی.😔💔😁
گوشیشو برداشت و به شیشه خونه کوبوند...😐😐😐😐💔🍊
کوک:😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐🤦♀️
پنجره:😐😐😐😐😐😐😐💔
جیهوپ سرشو از پنجره بیرون آورد...
جیهوپ: این گوشی مال کدوم گاگولیه ؟!
وقتی داشت حرف میزد نمیدونستم درمورد کی حرف میزنه به خواطر همین به قیافه مظلوم جیمین نگاه کرد....
جیهوپ: کوک تو بودی؟
کوک: من؟!ن
جیهوپ: وایسا بیام اونوقت می فهمی حالا شیشه پنجره منو میشکونی میمون😑💔⛓
کوک:😐😐😐😐😐🤦♀️💔 الفاتحه
۴.۲k
۲۷ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۲۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.