قسم به زن؛

دیدگاه ها (۷)

پاییز…شعری ست کهدست هاي‌ من و ” تو “قافیه يآخر ان می شودسخت ...

محبوب من !فصل‌ها از هر گوشه‌ای می‌آیند‏اما پاییز ،تنها از سو...

من از تبار همان برگ‌های بی‌تابمنیمه شهریورتسلیم پاییز می‌شوم...

پروردگار زنانِ جنوبی را از گِلِ خالص و معصوميت و کمی از آب ه...

هَزاران را بهاران در فغان آرد ، مرا پاییزکه هر روز و شبش حال...

دلِ من ساکنِ دیوار و دری که تو هر روز از آن می‌گذری و دلِ من...

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می بردانارها را ...

وقتی که رسید بوی باران می دادبوی نم کوچه و خیابان می دادپایی...

.مَردها ڪہ شعر نمیگویند" زن " را بہ آغوش مے ڪِشند بہ سینہ می...

‍ تو از کدام سمت خورشید طلوع می کنی، که صبح برای دیدنت می ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط