{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوست

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گفت: وقتي اين همه اموال رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم. دوست او دستش رو گرفت و به بيمارستان برد و گفت.: وقتي اين بيماريها رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم!!!! خدايا واسه داده ها و نداده هات شكر...
الهی!یک ذهن آرام.....
یک تن سالم......
یک خواب شیرین....
یک خیال راحت...
یک روز قشنگ.....
یک خبر خوش......
یک خوشی از ته دل....
نصیب همه دوستای عزیزم کن.... آمین
دیدگاه ها (۱۴)

من از گذاشتن این متن هیچ قصد و غرضی ندارم فقط میخوام بگم افک...

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ، ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿ...

در شهری قدم میزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر میکنند تا...

✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺁﻫﻨﮕﺎﻱ ﺷﺎﺩ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﻪ ﺩﻟﺸﻮﻥ ﻧﻤﻴﺸﻴﻨﻪ !... ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۱

ابلیس

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوستش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط