خبر/ محمد اسلامي خبرنگاراعزامي آخرين خبر و روزنامه خراسان
خبر/ محمد اسلامي خبرنگاراعزامي آخرين خبر و روزنامه خراسان به وين/ فکر مي کنم اگر تا ٣٠ ساعت آينده شاهد توافق هسته اي نباشيم، سرماي کشنده شهر وين را هم بايد به ناتواني ۱+۵ براي اتخاذ تصميم هاي مفيد اما تلخ اضافه کنيم. يک سال پيش درست در همين روزها شهر ژنو نيز سوز سرماي پاييزي را تجربه مي کرد. با اين حال مذاکره کنندگان ايراني در ان روزها تصميم گرفتند تا تصميم هاي دشوار اما حساب شده اي را اتخاذ کنند. اما کشورهاي ۱+۵ در مقابل صرفا وعده دادند و اتخاذ تصميم هايشان را به يک سال بعد موکول کردند.
ديروز وقتي اشتانماير، وزير خارجه المان به وين رسيد خبرنگارها برخلاف هميشه آرزو مي کردند که کمتر حرف بزند و زودتر وارد محل مذاکرات شود. مشکل فقط سرماي هوا و دشواري انتظار در برابر هتل محل برگزاري مذاکرات نيست. همه از حرف هاي تکراري وزراي خارجه ۱+۵ خسته شده اند. منابع نزديک به مذاکرات خبر داده اند که ۱+۵ هنوز اختلافات داخلي خودشان را هم رفع نکرده اند. حالا که ايران براي يک سال کامل همه تلاش اش را صرف إثبات صلح اميز بودن برنامه هسته اي اش کرده است، کشورهاي ۱+۵ حاضر نيستند گام هاي متقابل را بردارند. آمريکايي ها کنگره را بهانه کرده اند اروپايي ها ياد معاملات فروش سلاح شان به خاورميانه افتاده اند، روس ها صرفا إظهار اميدواري مي کنند و چيني ها براي همين کار هم به خودشان زحمت نمي دهند. جالب اين که حتي مشخص نيست چيني ها نماينده قابل اعتنايي را به مذاکرات فرستاده اند يا نه.
ديشب مديرکل سياسي فرانسه در مذاکرات، خبرنگارها فرانسوي زبان را جمع کرد. ظاهرا به آن ها گفت که اروپايي ها حاضر به توافق نيستند. خبرنگارهاي امريکايي نگران اند. مي گويند اگر توافق نشود و دنبال ادامه مذاکرات باشند، بايد فکري به حال جشن بوقلمون بکنند. پنجشنبه روز جشن شکرگزاري امريکايي هاست و جان کري گفته است که هر طور شده مي خواهد خودش را به بوقلمون که در خانه شان طبق رسم جشن شکرگزاري اماده مي کنند، برساند. با اين حال يک مقام ايراني به من گفت که تمديد مذاکرات به هيچ وجه در دستور گفت و گوها نبوده است و تا آن لحظه حتي از تمديد سختي هم به ميان نيامده است. مديرکل سياسي فرانسوي ها را مي شناسم. مرد تلخي است. هرچه به لحظات اخر نزديک تر مي شويم، جنگ رواني پيچيده تر مي شود. با يک ديپلمات ايراني ديگر صحبت مي کنم. جواب مي دهد: "روحيه مذاکره کننده ها عالي است. خودمان را براي جشن ٣ آذر اماده مي کنيم، يا جشن توافق، يا جشن ايستادگي."
اين جا ميدان جنگ است. مذاکره کننده ها هم رزمنده هاي اين ميدان هستند. امشب مذاکرات دکتر ظريف، اشتون و کري و مذاکرات دکتر عراقچي و دکتر روانچي با اروپايي ها با وقت اذان همزمان شد. رزمنده هاي ايراني مذاکره را براي يک ربع به تأخير انداختند. نماز اول وقت که تمام شد، جلسات شروع شد. يعني ما براي نماز مذاکره مي کنيم
بعد از غروب آقاي بعيدي نژاد، مذاکره کننده ايراني که مديرکل سياسي وزارت خارجه است را مي بينم. جلو مي روم. خبرنگارها معمولا ديپلمات ها را سئوال-پيچ مي کنند. بعد از سلام، خيلي سريع مي گويم که هيچ سئوالي ندارم. هيچ خبري هم نمي خواهم. فقط بدانيد فارغ از اين که به چه نتيجه اي برسيم، مردم در ايران براي همه شما دعا مي کنند. آرامش اقاي بعيدي نژاد آرامم مي کند.
سال ٣٦٥ روز دارد که ۲۴۶ روز ان گذشته است. روز ٢٤ ساعت دارد که سريع و بي توقف دارد به سر مي رسد. زمان زيادي نماينده است تا ببينيم آمريکايي ها و شرکايشان حداقل هاي لازم براي جلب اعتماد مردم ايران را فرآهم مي کنند يا اينکه مثل هميشه استاد فرصت سوزي هاي تاريخي هستند؟!
ديروز وقتي اشتانماير، وزير خارجه المان به وين رسيد خبرنگارها برخلاف هميشه آرزو مي کردند که کمتر حرف بزند و زودتر وارد محل مذاکرات شود. مشکل فقط سرماي هوا و دشواري انتظار در برابر هتل محل برگزاري مذاکرات نيست. همه از حرف هاي تکراري وزراي خارجه ۱+۵ خسته شده اند. منابع نزديک به مذاکرات خبر داده اند که ۱+۵ هنوز اختلافات داخلي خودشان را هم رفع نکرده اند. حالا که ايران براي يک سال کامل همه تلاش اش را صرف إثبات صلح اميز بودن برنامه هسته اي اش کرده است، کشورهاي ۱+۵ حاضر نيستند گام هاي متقابل را بردارند. آمريکايي ها کنگره را بهانه کرده اند اروپايي ها ياد معاملات فروش سلاح شان به خاورميانه افتاده اند، روس ها صرفا إظهار اميدواري مي کنند و چيني ها براي همين کار هم به خودشان زحمت نمي دهند. جالب اين که حتي مشخص نيست چيني ها نماينده قابل اعتنايي را به مذاکرات فرستاده اند يا نه.
ديشب مديرکل سياسي فرانسه در مذاکرات، خبرنگارها فرانسوي زبان را جمع کرد. ظاهرا به آن ها گفت که اروپايي ها حاضر به توافق نيستند. خبرنگارهاي امريکايي نگران اند. مي گويند اگر توافق نشود و دنبال ادامه مذاکرات باشند، بايد فکري به حال جشن بوقلمون بکنند. پنجشنبه روز جشن شکرگزاري امريکايي هاست و جان کري گفته است که هر طور شده مي خواهد خودش را به بوقلمون که در خانه شان طبق رسم جشن شکرگزاري اماده مي کنند، برساند. با اين حال يک مقام ايراني به من گفت که تمديد مذاکرات به هيچ وجه در دستور گفت و گوها نبوده است و تا آن لحظه حتي از تمديد سختي هم به ميان نيامده است. مديرکل سياسي فرانسوي ها را مي شناسم. مرد تلخي است. هرچه به لحظات اخر نزديک تر مي شويم، جنگ رواني پيچيده تر مي شود. با يک ديپلمات ايراني ديگر صحبت مي کنم. جواب مي دهد: "روحيه مذاکره کننده ها عالي است. خودمان را براي جشن ٣ آذر اماده مي کنيم، يا جشن توافق، يا جشن ايستادگي."
اين جا ميدان جنگ است. مذاکره کننده ها هم رزمنده هاي اين ميدان هستند. امشب مذاکرات دکتر ظريف، اشتون و کري و مذاکرات دکتر عراقچي و دکتر روانچي با اروپايي ها با وقت اذان همزمان شد. رزمنده هاي ايراني مذاکره را براي يک ربع به تأخير انداختند. نماز اول وقت که تمام شد، جلسات شروع شد. يعني ما براي نماز مذاکره مي کنيم
بعد از غروب آقاي بعيدي نژاد، مذاکره کننده ايراني که مديرکل سياسي وزارت خارجه است را مي بينم. جلو مي روم. خبرنگارها معمولا ديپلمات ها را سئوال-پيچ مي کنند. بعد از سلام، خيلي سريع مي گويم که هيچ سئوالي ندارم. هيچ خبري هم نمي خواهم. فقط بدانيد فارغ از اين که به چه نتيجه اي برسيم، مردم در ايران براي همه شما دعا مي کنند. آرامش اقاي بعيدي نژاد آرامم مي کند.
سال ٣٦٥ روز دارد که ۲۴۶ روز ان گذشته است. روز ٢٤ ساعت دارد که سريع و بي توقف دارد به سر مي رسد. زمان زيادي نماينده است تا ببينيم آمريکايي ها و شرکايشان حداقل هاي لازم براي جلب اعتماد مردم ايران را فرآهم مي کنند يا اينکه مثل هميشه استاد فرصت سوزي هاي تاريخي هستند؟!
- ۱.۵k
- ۰۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط