{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

33

تاریخ عرب‌ها و اسرائیلی‌ها - 10
_________________________
در پایانگانِ (اواخرِ) سال 608 زادروزی (میلادی) ، با رسیدن سپاه «ایرانِ ساسانی» ، به مرز خاوریِ شهر «کنستانتینوپل» (1) ، پایتخت «امپراتوری روم خاوری» {بیزانس} (2)(3) ؛ بازرگانانِ عرب‌ ، بسیار نگران شدند ؛ چونکه آنها ، برای چندین سده (قرن) بود که کالاهای «هند» و کشورهای پدفرازِ (جنوبِ) خاوریِ آسیا را ، از بندرهای پدفرازِ (جنوبِ) «یمن» به شهر «بُصرا» (4) ، کانون (مرکز) استانِ رومیِ «عربیا پترائیا» (5) ، از «امپراتوری روم خاوری»{بیزانس} میبردند و میفروختند ، و سودِ بسیار فراوانی را بدست می‌آوردند.

در این میان ، «محمدابن‌عبدالله» (6) ، که یکی از همین بازرگانانِ عرب بود ، بر آن شد (تصمیم گرفت) که یک سپاه عربی-یمنی را فراهم کند تا بتواند به سود «امپراتوری روم خاوری»{بیزانس} ، به جنگ «ایران و روم» پابگذارد (وارد شود) ؛ تا این امپراتوری بتواند سپاه «ایرانِ ساسانی» را از قلمروی خود بیرون بکند ؛ ولی رهبر «قریش» (7) ، که «ابوسفیان ابن حرب» (8) بود ، و همچنین ، دیگر هموندانِ (اعضای) تیرهء (طایفهء) «قریش» ، این برنامهء (طرحِ) «محمدابن‌عبدالله» را نپذیرفتند ، و خواهان ناسوگیری (بیطرفی) کردن میانِ ایران و روم شدند.

چرائی (دلیل) پشتیبانی «محمدابن‌عبدالله» از «امپراتوری روم خاوری» ، این بوده است که محمد نُه ساله ، در سال 579 زادروزی (میلادی) ، برای نخستین بار ، بهمراه کاروانِ بازرگانیِ عمویش ، «ابوطالب» (9) ؛ به شهر «بُصرا» (4) ، کانون (مرکز) استانِ رومیِ «عربیا پترائیا» (5) ، گذار (سفر) کرد ؛ و پس از این نیز ، بارها و بارها به این شهر گذار (سفر) کرد و هر بار ، با دیدن ساختمانهای بزرگ و زیبای رومیِ این شهر بزرگ ، بیش از پیش ، دلبستهء «امپراتوری روم خاوری» می شد . از این گذشته ، محمد در همان نخستین گذار (سفر) خود ، با «بحیرا سرجیوس» (10) ، دین‌شناسِ (روحانیِ) برجستهء خدایارگرائی (مسیحیت) ، آشنا شد ؛ و «بحیرا» از همین دیدارِ نخست ، خواندنِ داستان‌های تورات برای «محمد» را آغاز کرد ؛ داستانهائی همچون «آدم و حوا» ، «حابیل و قابیل» ، «نوح» ، «ابراهیم» ، و «یوسف» . در گذارهای (سفرهای) سپسین (بعدی) «محمد» به «بصرا» ، «بحیرا سرجیوس» رفته‌رفته (بتدریج) ، پایه‌های (اصولِ) دو دینِ «یهودیت» و «خدایارگرائی» (مسیحیت) را نیز ، به «محمد» آموزش داد.

پایابراین (بنابراین) ، از همین سال 579 زادروزی (میلادی) ، یک رهمندش (رابطه‌ء) استاد و شاگردی ، و نیز یک رهمندش (رابطه‌‌ء) دوستی ، میان «محمدابن‌عبدالله» و «بحیرا» ، پدید آمد ؛ و با گذشت ماه‌ها و سال‌ها ، این دوستی ، استوارتر و ژرف‌تر میگردید . ناگفته نماند که «بَحیرا» عرب بود ، و زبان مادری‌اش ، زبان عربی بود ؛ ولی او همچنین ، بر زبان‌های «عبری» و «رومی» ، چیرگی (تسلط) بیکاست (کامل) داشت.

(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Constantinople
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Byzantine_Empire
(3) http://geacron.com/home-en/
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Bosra
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Arabia_Petraea
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Quraysh
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Sufyan_ibn_Harb
(9) https://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Talib_ibn_Abd_al-Muttalib
(10) https://en.wikipedia.org/wiki/Bahira
دیدگاه ها (۰)

34

35

32

31

36

روندِ پدید آمدنِ اسلام – 10

پیوست «تاریخ کوتاه ایران و جهان-799»

44

تاریخ کوتاه ایران و جهان-725 (ویرایش 4) ____________________...

روندِ پدید آمدنِ اسلام – 09

روندِ پدید آمدنِ اسلام – 35

تاریخ کوتاه ایران و جهان-783

تاریخ کوتاه ایران و جهان-790 (ویرایش 2)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط