{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شنیدم که لیلی سیه‌فام بود

شنیدم که لیلی سیه‌فام بود

ز چاقی حسابی بداندام بود

 دو ماهی کِرم زد به رخسار خویش

به لیزر ز رخ برد آثارِ  ریش(!)

 کمربند بر اِشکَمَش بست سفت

سه‌ماهی رژیم غذایی گرفت

 چنانش رژیم و کِرِم داد  حال!

که شد لاغر و ماه، عین هلال

 سپس شاد‌دل سوی مجنون شتافت

ولیکن از او التفاتی نیافت

 بگفت:«این منم «های»! لیلای تو!

به او گفت:«خانم، مزاحم نشو!

 مگر خود نداری برادر-پدر؟

برو پردۀ  شرم مردم مدر!

 نگاری که از بنده دل برده بود

تپل بود، ضمناً سیه‌چرده بود!

 برو ردّ کار خود ای پیرزن!

تو عنتر کجا و دل‌آرای من؟»

 رخ پر کِرِم شد به آنی بنفش

درآورد از پای خود لنگه کفش

 زدش ضربۀ سخت و  جانانه‌ای

که:«بی‌جنبه، الحق که دیوانه‌ای!»
دیدگاه ها (۱۴)

.

.

دختری از کوچه باغی میگذشتیک پسر در راه ناگه سبز گشتدر پی اش ...

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رودوآن دل که با خود داشتم ب...

لیلی نوین شنیدم که لیلی سیه‌فام بودز چاقی حسابی بداندام بود...

شنیدم که لیلی سیه‌فام بودز چاقی حسابی بداندام بوددو ماهی کِر...

شنیدم که لیلی سیه‌فام بودز چاقی حسابی بداندام بود دو ماهی کِ...

شنیدم که لیلی سیه‌فام بود ز چاقی حسابی بداندام بود دو ماه...

لیلی نوین شنیدم که لیلی سیه‌فام بودز چاقی حسابی بداندام بودد...

لیلی نوین شنیدم که لیلی سیه‌فام بودز چاقی حسابی بداندام بود...

لیلی نوین شنیدم که لیلی سیه‌فام بودز چاقی حسابی بداندام بود...

لیلی نوین شنیدم که لیلی سیه‌فام بودز چاقی حسابی بداندام بود...

شنیدم که لیلی سیه‌فام بودز چاقی حسابی بد اندام بوددو ماهی کِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط