{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قبرهای غریب

قبرهای غریب


روزهای آخر اسفند بود که به سمت مناطق عملیاتی حرکت کردیم. آن موقع هنوز برنامه راهیان نور به شکل امروزی نبود. ما به همراه خانواده و نزدیکان با یک اتوبوس رفته بودیم. به فکه که رسیدیم، کمی جلوتر از آن، مقر تخریب ما بود که اسم آنجا را الوارثین گذاشته بودیم. رسول کم سن و سال بود. به رسول می‌گفتم: «نگاه کن پسرم، ببین بچه‌ها این قبرها را زمان جنگ کنده بودند؛ می‌آمدند داخل این قبرها، نماز می‌خواندند، نماز شب می‌خواندند، مناجات می‌کردند، ولی حالا این قبرها غریب مانده‌اند! دیگر از آن حال و هوا خبری نیست!»
بعد نماز ظهر یک‌دفعه متوجه شدم رسول نیست. با مادرش دنبالش گشتیم که دیدیم رفته داخل یکی از این قبرها، به سجده افتاده و چفیه روی سرش کشیده، گریه می‌کند. بنده حقیقتاً همان‌جا گریه‌ام گرفت.
راوی: پدر شهید
منبع: مشرق
شهید مدافع حرم رسول خلیلی



#شهدا
|||||||||||||||||||||||| #مسجدنما #مدرسه_نما

سایت مسجد نما:
http://masjednama.ir

مسجدنما در سروش: http://sapp.ir/masjednama_ir

کانال مسجدنما در پیام رسان بله :
https://ble.im/masjednama

مسجدنما در ایتا »
https://eitaa.com/masjednama

مسجدنما در توییتر »
https://twitter.com/masjednama
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

🔻سران محترم سه قوه، لطفاً خودتان بخوانید!(بخش دوم)✍️حسین شری...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

🖇 قبرهای غریبروزهای آخر اسفند بود که به سمت مناطق عملیاتی حر...

#پوسترشهادت استاد اخلاق آیت‌الله «سید عبدالحسین دستغیب» سومی...

در مسیر بهشت

#پوستروقوع جمعه سیاه و کشتار بی‌رحمانه مردم در میدان ژاله ته...

#پوسترفتح شهر بیت‌المقدس توسط مسلمانان در جریان جنگ‌های صلیب...

#پوسترشکنجه و شهادت سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی به دست منا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط