میگویند:سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود، که ی
میگویند:سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود، که یک جوان هندی، لگدی به گاوی میزند...
و گاو که در هندوستان مقدس است...!
فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم میکند...!
بقیه مردم حاضر که میبینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم میشمارد، در جلوی گاو ، سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات میکنند...
همراه فرماندار با تعجب میپرسد:
چرا این کار را کردید؟
فرماندار میگوید:
لگد این جوان آگاه، میرفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیاندازد، ولی من نگذاشتم...!!!
و گاو که در هندوستان مقدس است...!
فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم میکند...!
بقیه مردم حاضر که میبینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم میشمارد، در جلوی گاو ، سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات میکنند...
همراه فرماندار با تعجب میپرسد:
چرا این کار را کردید؟
فرماندار میگوید:
لگد این جوان آگاه، میرفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیاندازد، ولی من نگذاشتم...!!!
- ۱.۴k
- ۰۹ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط