#داستان‌پند آمیز

#داستان‌پند آمیز

✍#حکایت‌شیطان‌آزرده‌دل

🔥شیطان غمگین و ناراحت گوشه ای کز کرده بود.
دلیل ناراحتی اش را پرسیدند.
شیطان با صدایی بغض آلود پاسخ داد:
من به بعضی افراد، ریاکاری و دروغ و اختلاس و رشوه خواری و هرچه صفات بد بود را یاد دادم.
با مهارت هایی که من یادشان داده بودم، توانستند خانه و ماشین بخرند و ویلای آنچنانی بسازند و اسم و رسمی برای خود کسب کنند.
اما با کمال تعجب می بینم که سر در ویلاهایشان نوشته اند: هذا من فضل ربی
این نمک نشناس ها از بیخ منکر من شده اند!
حال دیگر کارشان به جایی رسیده است که من را هم دور می زنند!

🌸🌻💦🌼🫐🌼💦🌻🌸
••✾🌻🍂🌻✾•
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

ابلیس را در حال فرار از ایران دیدند .از او پرسیدند : چرا از ...

ازابلیس پرسیدند.چراازایران فرارکردی؟درپاسخ گفت :مهارتهای دزد...

از ابليس پرسيدند؛ چرا از ايران فرار کردی؟در پاسخ گفت : مهارت...

شیطان را در حال فرار از ایران دیدند.....!!!!!از اوپــــرسيدن...

گاهی ما انسانها از شیطان هم بدتریم ...!ابليس را در حال فرار ...

از ابلیس پرسیدند چرا از ایران فرار کردی؟در پاسخ گفت:مهارتهای...

از ابلیس پرسیدند؛ چرا از ایران فرار کردی؟در پاسخ گفت : مهارت...

از ابلیس پرسیدند؛ چرا از ایران فرار کردی؟در پاسخ گفت : مهارت...

از ابلیس پرسیدند چرا از ایران فرار کردی؟در پاسخ گفت:مهارتهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط