{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت‌وگو با یورگن هابرماس

گفت‌وگو با یورگن هابرماس
به خاطر خدا حکومت را به فیلسوفان بسپارید!
بحث‌های فراوانی درباره «زوال روشنفکری متعهد» وجود دارد. اما قبول دارید که این موضوعات به ندرت از سپهر روشنفکری فراتر می‌رود؟
بر اساس الگوی فرانسوی، از زولا تا سارتر و بوردیو، «حوزه عمومی» برای روشنفکری بسیار مهم است؛ هرچند ساختار شکننده آن متحمل فرآیند شتابنده زوال خواهد بود. امروزه پرسش نوستالژیک «روشنفکران کجا رفته‌اند؟» اهمیت خود را از دست داده است. اگر شما خواننده‌ای ندارید که افکارتان برای او نوشته شود، نمی‌توانید «روشنفکر متعهد» هم داشته باشید.

آیا اینترنت «سپهر عمومی» را (که رسانه‌های سنتی را پشتیبانی می‌کند) تقلیل داده است؟ و این امر، به نوبه خود، بر نقش اندیشمندان و فیلسوفان در جامعه تأثیر منفی گذاشته است؟
بله. بنابر نظر هاینریش هاینه، «پیکره روشنفکر» با پیکربندی کلاسیک سپهر عمومی آزاد به‌دست می‌آید؛ هرچند این امر، به مفروضات غیرمحتمل فرهنگی و اجتماعی وابسته است همچون وجود «ژورنالیسم هوشیار» که در آن روزنامه‌های مرجع و رسانه‌های گروهی قادر به هدایت توجه اکثریت به موضوعاتی هستند که با شکل‌گیری عقاید سیاسی ارتباط دارند؛ و نیز وجود «اجتماع مطالعه‌گری» که به سیاست علاقه‌مند است، تحصیلکرده است، به فرآیند مناقشه‌آمیز تشکیل عقاید خو گرفته و برای مطالعه مطبوعات باکیفیت و مستقل، زمان صرف می‌کند. امروزه این زیرساخت‌ها دیگر دست‌نخورده نیست؛ البته تا جایی که می‌دانم این وضعیت، هنوز در کشور‌هایی مانند اسپانیا، فرانسه و آلمان وجود دارد. اما حتی در چنین کشور‌هایی هم، اثر متلاشی‌کننده اینترنت نقش رسانه‌های سنتی را بویژه برای نسل‌های جوان‌تر تغییر داده است. حتی پیش از آنکه گرایش‌های مرکزگریز و خُرد در رسانه‌های جدید پدیدار شوند، «تجاری‌سازی توجه عمومی» باعث به جریان انداختن فروپاشی سپهر عمومی شده بود. مثال آن، ایالات متحده و استفاده منحصر به فرد آن از شبکه‌های تلویزیونی خصوصی است.

اکنون ابزار تازه ارتباطات، الگوی بسیار موذیانه‌تری از تجاری‌سازی دارد که هدف آن به روشنی «هدایت توجه مصرف‌کننده» نیست، بلکه بهره‌برداری اقتصادی از مشخصات خصوصی کاربر است. آنان اطلاعات شخصی مشتریان را بدون اطلاع‌شان می‌دزدند تا آنان را، حتی با مقاصد سیاسی، مانند رسوایی اخیر فیسبوک، مؤثرتر مدیریت کنند.

آیا در نگاه شما، اینترنت با‌وجود مزایای آشکار آن، شکلی تازه از بی‌سوادی را اشاعه می‌دهد؟
منظور شما مشاجره‌های پرخاشگرانه، حرف‌های پوچ و دروغ‌های دونالد ترامپ در توئیت‌هایش است؟ حتی نمی‌توان گفت: این فرد زیر سطح فرهنگی-سیاسی کشورش قرار دارد. ترامپ همواره در حال پایین بردن سطح سیاسی- فرهنگی کشورش است. از زمانی که صفحات چاپی اختراع شد و همه را به یک خواننده بالقوه تبدیل کرد، سده‌ها طول کشید تا همه مردم توانستند بخوانند. اینترنت همه ما را به مؤلفان بالقوه بدل کرده و از این اتفاق تنها دو دهه گذشته است. شاید با گذشت زمان ما یاد بگیریم که شبکه‌های مجازی را با روشی متمدنانه مدیریت کنیم. اینترنت هم‌اکنون میلیون‌ها وضعیت مفید از خرده‌فرهنگ‌ها را بازگشوده که در آن اطلاعات قابل اعتماد و نظرات صحیح مبادله می‌شوند. نه فقط در تارنوشت‌های علمی که آثار دانشگاهی توسط آن‌ها توسعه می‌یابند، بلکه برای مثال تالار‌های گفت‌وگوی بیماران مبتلا به یک بیماری نادر که می‌توانند با دیگرانی در موقعیت مشابه، ولی در قاره‌ای دیگر نظرات و تجربیاتشان را به اشتراک بگذارند. مزایای بزرگ ارتباطی مسلمی وجود دارد و این فقط منحصر به افزایش فروش سهام و بورس‌بازی نیست. من پیرتر از آن هستم که تپش فرهنگی ناشی از تولد رسانه‌های جدید را قضاوت کنم. اما این مرا می‌آزارد که این نخستین انقلاب رسانه در تاریخ بشر است که در وهله نخست و به طور عمده در خدمت اقتصاد است تا مقاصد فرهنگی.
دیدگاه ها (۱)

در دیداری مطرح شد؛ آستان مقدس حضرت معصومه (س) و رادیوی ملی در مسیر توسعه تعاملات فرهنگی

در تصاویر منتشرشده از مجمع عمومی سازمان ملل، نتانیاهو در وضع...

جنگ شناختی الگوریتمی؛ ایران در میدان مدیریت ادراک جمعیدر عصر...

🚩 «جان‌فدایان» در قاب رسانه‌های انگلیسی‌زبان▪️مشارکتی که حتی...

🎥 هشدار قیس قریشی درباره خطر لبنانیزه‌شدن طبقه سیاسی و مدیرا...

🎦 «جان‌فدایان» در قاب رسانه‌های انگلیسی‌زبان / مشارکتی که حت...

وحوش سلطنت طلب پلیس مارو در دی ماه اینچنین کردند

⚡️جنگ علیه ایران؛ از بمباران زیرساخت‌ها تا بمباران تبلیغاتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط