ایستادگی در نبرد نابرابر (یادداشت روز کیهان) _ بخش سوم
چهارشنبه ۳۱ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۴:۳۰سال هفتادونهم شماره ۲۲۸۴۷
ایستادگی در نبرد نابرابر (یادداشت روز) _ ادامه
با وجود این گزارشها(علاوه بر شواهد میدانی که توسط ایران ارائه میشد) کمتر از 5 ماه بعد دستورالعمل امنیت ملی شماره 139 آمریکا(NSDD139) توسط رونالد ریگان صادر شد که بدون هیچ اشارهای به استفاده عراق از تسلیحات شیمیایی؛ با نگرانی از وزیر خارجه، وزیر دفاع و رئیس CIA خواسته بود طرحی برای جلوگیری از فروپاشی عراق در جنگ با ایران ارائه کنند. طبق دستور ریگان این طرح باید شامل کمکهای تسلیحاتی و اطلاعاتی به ارتش بعث عراق میشد. یک نمونه از این کمکهای اطلاعاتی را «ریک فرانکونا» وابسته نظامی وقت آمریکا در بغداد 26 آگوست 2013 به «فارینپالیسی» گفت: «سال 1988 در روزهای پایانی جنگ عراق با ایران، ایالات متحده از طریق تصاویر ماهوارهای مطلع شد ایران در تلاش است از طریق شکاف میان نیروهای عراقی به یک پیروزی راهبردی در شکست خطوط عراق [و تصرف بصره] دست یابد. مقامات اطلاعاتی آمریکا محل استقرار نیروهای ایرانی را به [مسئولان] عراق اطلاع دادند در حالی که کاملاً میدانستند ارتش صدام برای حمله از سلاحهای شیمیایی استفاده خواهد کرد از جمله گاز سارین که یک گاز مخرب سیستم عصبی است.» فرانکونا پیشتر بازدیدش از شبهجزیره «فاو» در نزدیکی بصره را طی تابستان 1988 پس از بازپسگیری آن توسط عراق اینگونه توصیف کرده بود: «میدان جنگ مملو از تزریقکنندههای آتروپین بود که توسط نیروهای ایرانی بهعنوان پادزهر در برابر حملات گاز اعصاب عراق استفاده شده بود.»
در واقع از آغازین روزهای جنگ تا لحظات آخر آن، حمایتهای تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا هرگز از صدام حسین دریغ نشد. تنها طی سالهای 1985 تا 1990 با تأیید وزارت بازرگانی آمریکا 1.5 میلیارد دلار فناروی پیشرفته و سایر تجهیزات آمریکایی با قابلیت کاربرد احتمالی نظامی به عراق صادر شد. برخی از آنها مستقیما به سازمانهای عراقی مانند وزارت دفاع، کمیسیون انرژی اتمی و نیروی هوایی ارتش ارسال شدند. «استفان برایان» معاون سابق وزیر دفاع آمریکا در اداره امنیت فناوری پنتاگون سال 1991 در جریان جنگ اول خلیج فارس گفت: «اگر آمریکا و متحدانش در خلیج[فارس] میخواهند ببینند چه کسی عراق را به چهارمین ماشین نظامی بزرگ جهان تبدیل کرده؛ فقط کافی است به آینه نگاه کنند.»
با این وجود هرگز نباید نقش آمریکا در جنگ 8 ساله رژیم بعث عراق علیه ایران را تا این حد تقلیل داد. آمریکا پیش از آنکه حامی صدام در جنگ با ایران باشد، بانی این جنگ بود. سال 1981 «الکساندر هیگ» وزیر خارجه وقت آمریکا در دولت ریگان طی گزارشی از سفرش به غرب آسیا نوشت: «رئیسجمهور کارتر از طریق فهد(ولیعهد وقت سعودی که اندکی بعد به پادشاهی رسید) به عراقیها برای حمله به ایران چراغ سبز نشان داده بود.» نبرد نابرابری که یک سوی آن ایران و سوی دیگرش آمریکا، شوروی و متحدانشان قرار داشتند؛ آنگونه که «صلاح عمر العلی» نماینده وقت
رژیم بعث عراق در سازمان ملل، گفت: «همه کشورهای غربی بهصورت کامل چه اروپایی و چه آمریکایی، از صدام حمایت کردند و او را با پول، سلاح و همه امکانات پشتیبانی کردند؛ شوروی هم همینطور. این واقعاً یک مسئله نادر و عجیب تاریخی است که صدام حسین در این نقطه از تاریخ، دو قطب جهانی را [در حمایت از خود] به نقطه اشتراک رسانده بود؛ آمریکا و اروپا را با شوروی.» با این همه پس از 8 سال تحمیل جنگی ناخواسته به نظام نوپای ایران کار به جایی رسید که «نزار الخزرجی» رئیس ستاد مشترک ارتش بعث عراق روزهای پایانی جنگ را اینطور توصیف کرد: «این احتمال وجود داشت که جبهه عراق از هم فرو بپاشد... عراق نمیتوانست ادامه بدهد.» حالا چهل و یک سال از روز حماقت صدام میگذرد. شوروی فروپاشید، آمریکا روزگار افول خود را سپری میکند و دیگر نه یک ابرقدرت جهانی که به کشوری معمولی تبدیل شده اما ایران قویتر از گذشته در منطقه و عرصه جهانی حضور دارد.
سالها پیش در گزارشی «جان پیلجر» روزنامهنگار استرالیایی، حمایت آمریکا از صدام را اقدامی برای جلوگیری از سرایت «ویروس انقلاب اسلامی ایران» به کشورهای متحد خود در منطقه غرب آسیا خواند. میشود با اندکی تغییر با پیلجر موافق بود: انقلاب ایران آغاز زدودن ویروس آمریکا از کشورهای منطقه بود؛ رویدادی که الان در مقابل چشمان ما اتفاق میافتد.
سید محمدعماد اعرابی
ایستادگی در نبرد نابرابر (یادداشت روز) _ ادامه
با وجود این گزارشها(علاوه بر شواهد میدانی که توسط ایران ارائه میشد) کمتر از 5 ماه بعد دستورالعمل امنیت ملی شماره 139 آمریکا(NSDD139) توسط رونالد ریگان صادر شد که بدون هیچ اشارهای به استفاده عراق از تسلیحات شیمیایی؛ با نگرانی از وزیر خارجه، وزیر دفاع و رئیس CIA خواسته بود طرحی برای جلوگیری از فروپاشی عراق در جنگ با ایران ارائه کنند. طبق دستور ریگان این طرح باید شامل کمکهای تسلیحاتی و اطلاعاتی به ارتش بعث عراق میشد. یک نمونه از این کمکهای اطلاعاتی را «ریک فرانکونا» وابسته نظامی وقت آمریکا در بغداد 26 آگوست 2013 به «فارینپالیسی» گفت: «سال 1988 در روزهای پایانی جنگ عراق با ایران، ایالات متحده از طریق تصاویر ماهوارهای مطلع شد ایران در تلاش است از طریق شکاف میان نیروهای عراقی به یک پیروزی راهبردی در شکست خطوط عراق [و تصرف بصره] دست یابد. مقامات اطلاعاتی آمریکا محل استقرار نیروهای ایرانی را به [مسئولان] عراق اطلاع دادند در حالی که کاملاً میدانستند ارتش صدام برای حمله از سلاحهای شیمیایی استفاده خواهد کرد از جمله گاز سارین که یک گاز مخرب سیستم عصبی است.» فرانکونا پیشتر بازدیدش از شبهجزیره «فاو» در نزدیکی بصره را طی تابستان 1988 پس از بازپسگیری آن توسط عراق اینگونه توصیف کرده بود: «میدان جنگ مملو از تزریقکنندههای آتروپین بود که توسط نیروهای ایرانی بهعنوان پادزهر در برابر حملات گاز اعصاب عراق استفاده شده بود.»
در واقع از آغازین روزهای جنگ تا لحظات آخر آن، حمایتهای تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا هرگز از صدام حسین دریغ نشد. تنها طی سالهای 1985 تا 1990 با تأیید وزارت بازرگانی آمریکا 1.5 میلیارد دلار فناروی پیشرفته و سایر تجهیزات آمریکایی با قابلیت کاربرد احتمالی نظامی به عراق صادر شد. برخی از آنها مستقیما به سازمانهای عراقی مانند وزارت دفاع، کمیسیون انرژی اتمی و نیروی هوایی ارتش ارسال شدند. «استفان برایان» معاون سابق وزیر دفاع آمریکا در اداره امنیت فناوری پنتاگون سال 1991 در جریان جنگ اول خلیج فارس گفت: «اگر آمریکا و متحدانش در خلیج[فارس] میخواهند ببینند چه کسی عراق را به چهارمین ماشین نظامی بزرگ جهان تبدیل کرده؛ فقط کافی است به آینه نگاه کنند.»
با این وجود هرگز نباید نقش آمریکا در جنگ 8 ساله رژیم بعث عراق علیه ایران را تا این حد تقلیل داد. آمریکا پیش از آنکه حامی صدام در جنگ با ایران باشد، بانی این جنگ بود. سال 1981 «الکساندر هیگ» وزیر خارجه وقت آمریکا در دولت ریگان طی گزارشی از سفرش به غرب آسیا نوشت: «رئیسجمهور کارتر از طریق فهد(ولیعهد وقت سعودی که اندکی بعد به پادشاهی رسید) به عراقیها برای حمله به ایران چراغ سبز نشان داده بود.» نبرد نابرابری که یک سوی آن ایران و سوی دیگرش آمریکا، شوروی و متحدانشان قرار داشتند؛ آنگونه که «صلاح عمر العلی» نماینده وقت
رژیم بعث عراق در سازمان ملل، گفت: «همه کشورهای غربی بهصورت کامل چه اروپایی و چه آمریکایی، از صدام حمایت کردند و او را با پول، سلاح و همه امکانات پشتیبانی کردند؛ شوروی هم همینطور. این واقعاً یک مسئله نادر و عجیب تاریخی است که صدام حسین در این نقطه از تاریخ، دو قطب جهانی را [در حمایت از خود] به نقطه اشتراک رسانده بود؛ آمریکا و اروپا را با شوروی.» با این همه پس از 8 سال تحمیل جنگی ناخواسته به نظام نوپای ایران کار به جایی رسید که «نزار الخزرجی» رئیس ستاد مشترک ارتش بعث عراق روزهای پایانی جنگ را اینطور توصیف کرد: «این احتمال وجود داشت که جبهه عراق از هم فرو بپاشد... عراق نمیتوانست ادامه بدهد.» حالا چهل و یک سال از روز حماقت صدام میگذرد. شوروی فروپاشید، آمریکا روزگار افول خود را سپری میکند و دیگر نه یک ابرقدرت جهانی که به کشوری معمولی تبدیل شده اما ایران قویتر از گذشته در منطقه و عرصه جهانی حضور دارد.
سالها پیش در گزارشی «جان پیلجر» روزنامهنگار استرالیایی، حمایت آمریکا از صدام را اقدامی برای جلوگیری از سرایت «ویروس انقلاب اسلامی ایران» به کشورهای متحد خود در منطقه غرب آسیا خواند. میشود با اندکی تغییر با پیلجر موافق بود: انقلاب ایران آغاز زدودن ویروس آمریکا از کشورهای منطقه بود؛ رویدادی که الان در مقابل چشمان ما اتفاق میافتد.
سید محمدعماد اعرابی
- ۵.۹k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط