بخاطر محدودیت متن پست: متن کامل در عکسها
دوقطبیسازی؛ از تحلیل احساسات تا تهدید انسجام ملی
🔹یکی از جدیترین چالشهای سیاسی-اجتماعی در ایران معاصر، پدیدۀ دو قطبیسازی است. دوقطبیسازی، از منظر روانشناسی رفتاری، مبتنی بر بهرهگیری از نظام ذهن انسان است؛ همان سیستمی که کانمن در کتاب «تفکر، سریع و کند» آن را بهعنوان بخش شهودی، احساسی و سریع ذهن توصیف میکند.
🔹طبق یافتههای او، بخش عمدهای از تصمیمات انسان، یعنی تا حدود ۹۵ درصد، از این نظام نشئت میگیرد، که در آن قضاوتها نه بر پایه تحلیل منطقی، بلکه براساس حس اولیه، احساسات و برداشتهای سطحی شکل میگیرد.
🔹دوقطبیسازی دقیقاً همین نقطهضعف شناختی را هدف میگیرد: با ساختن روایتهایی احساسی و سادهشده از واقعیت مثلاً تقابل خیالی «دیو و دلبر» مخاطب را تحریک میکند تا بدون تفکر عمیق، موضعگیری کند. در نتیجه، فضاهای رسانهای و سیاسی بهجای تحلیلهای چندلایه و گفتوگوهای همدلانه، تبدیل به میدان جنگی برای بازنمایی احساسات خام میشود؛ جایی که برنده کسیست که بیشتر احساسات را بهسود خود بسیج کند، نه لزوماً کسی که حق با اوست.
🔸ایران کشوری است با تنوع قابل توجه قومی، مذهبی و فرهنگی. همین تنوع، در کنار برنامههای طراحیشده از سوی دشمنان خارجی برای تجزیه ایران، بستری شده برای بهرهبرداری سیاسی از گسلهای اجتماعی.
۳ گروه در دامنزدن به این دوقطبیها نقش دارند:
🔹۱. عوامل همسو با دشمن
🔹این گروه با نیت و طراحی مشخص، در راستای پروژههای اختلافافکنی و تضعیف انسجام ملی حرکت میکنند. خطمشی آنان مشخص است:
🔹یکی از ابزارهای این جریان، رسانههای فارسیزبان خارجنشین همچون بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال هستند. این رسانهها در بزنگاههای حساس از انتخابات تا اعتراضات اجتماعی با روایتهایی هدفمند، تلاش میکنند دوگانههایی چون «مذهبمحور / ایرانمحور»، «انقلابی / ملی»، و «مؤمن / روشنفکر» «شیعه/ سنی» و ... را برجسته کنند.
🔹در داخل نیز دنبالهروهایی هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه همان خطوط را تکرار میکنند.
🔹۲. کاسبان سیاست
🔹اینها از هر دو سوی جریان سیاسیاند؛ از برخی روزنامههای زرد تا کانالهای پرمخاطب جناحی. از توییتر تا کانالهای ایتا. از فعالان رسانهای و سیاسی تا نماینده و مسئول و وزیر و وکیل. آنها ممکن است مأمور مستقیم نباشند، اما از دوقطبیسازی برای افزایش قدرت یا مخاطب استفاده میکنند. هدف، نه اصلاح بلکه منفعت است، حتی اگر همراستا با خط دشمن باشد.
🔹یکی از جدیترین چالشهای سیاسی-اجتماعی در ایران معاصر، پدیدۀ دو قطبیسازی است. دوقطبیسازی، از منظر روانشناسی رفتاری، مبتنی بر بهرهگیری از نظام ذهن انسان است؛ همان سیستمی که کانمن در کتاب «تفکر، سریع و کند» آن را بهعنوان بخش شهودی، احساسی و سریع ذهن توصیف میکند.
🔹طبق یافتههای او، بخش عمدهای از تصمیمات انسان، یعنی تا حدود ۹۵ درصد، از این نظام نشئت میگیرد، که در آن قضاوتها نه بر پایه تحلیل منطقی، بلکه براساس حس اولیه، احساسات و برداشتهای سطحی شکل میگیرد.
🔹دوقطبیسازی دقیقاً همین نقطهضعف شناختی را هدف میگیرد: با ساختن روایتهایی احساسی و سادهشده از واقعیت مثلاً تقابل خیالی «دیو و دلبر» مخاطب را تحریک میکند تا بدون تفکر عمیق، موضعگیری کند. در نتیجه، فضاهای رسانهای و سیاسی بهجای تحلیلهای چندلایه و گفتوگوهای همدلانه، تبدیل به میدان جنگی برای بازنمایی احساسات خام میشود؛ جایی که برنده کسیست که بیشتر احساسات را بهسود خود بسیج کند، نه لزوماً کسی که حق با اوست.
🔸ایران کشوری است با تنوع قابل توجه قومی، مذهبی و فرهنگی. همین تنوع، در کنار برنامههای طراحیشده از سوی دشمنان خارجی برای تجزیه ایران، بستری شده برای بهرهبرداری سیاسی از گسلهای اجتماعی.
۳ گروه در دامنزدن به این دوقطبیها نقش دارند:
🔹۱. عوامل همسو با دشمن
🔹این گروه با نیت و طراحی مشخص، در راستای پروژههای اختلافافکنی و تضعیف انسجام ملی حرکت میکنند. خطمشی آنان مشخص است:
🔹یکی از ابزارهای این جریان، رسانههای فارسیزبان خارجنشین همچون بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال هستند. این رسانهها در بزنگاههای حساس از انتخابات تا اعتراضات اجتماعی با روایتهایی هدفمند، تلاش میکنند دوگانههایی چون «مذهبمحور / ایرانمحور»، «انقلابی / ملی»، و «مؤمن / روشنفکر» «شیعه/ سنی» و ... را برجسته کنند.
🔹در داخل نیز دنبالهروهایی هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه همان خطوط را تکرار میکنند.
🔹۲. کاسبان سیاست
🔹اینها از هر دو سوی جریان سیاسیاند؛ از برخی روزنامههای زرد تا کانالهای پرمخاطب جناحی. از توییتر تا کانالهای ایتا. از فعالان رسانهای و سیاسی تا نماینده و مسئول و وزیر و وکیل. آنها ممکن است مأمور مستقیم نباشند، اما از دوقطبیسازی برای افزایش قدرت یا مخاطب استفاده میکنند. هدف، نه اصلاح بلکه منفعت است، حتی اگر همراستا با خط دشمن باشد.
- ۲.۳k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط