بیا جانم نگاهی کن که من بی ساز میرقصم

بیا جانم نگاهی کن که من بی ساز میرقصم
میان کف زدنهایت در این اعجاز میرقصم

نمیترسم ز دیو و دد، سبکبالم ز خوب و بد
به پهنه بیکران گیتی در این پرواز میرقصم

شوم محو رخ ماهت، شوم مجنون لیلایت
در این رقص سما هر دم ببین در راز میرقصم

بیا جانم بزن سازی، که بیتابم در این محفل
صدایت صوت عاشقها، به صد آواز میرقصم

تمام رقص من باشد، برای عاشقی چون تو
در این عالم اسیرعشق، ولی چون باز میرقصم

تو میپرسی ز رقص من، چرا از کِی چنین رقصم
من از روز الست ای عشق، من از آغاز میرقصم

برقصم تا که من شاید، بمیرم در ره عشقم
منم تنهاترین معشوق، ببین با ناز میرقصم
دیدگاه ها (۴۲)

p20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط