{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفت

سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفت
عاشقی فارغ زهرچه بودوهستم کرد و رفت

سین دوم ساغری که از می اش مستم هنوز
از تمام آرزوها ،دست شستم کردورفت

سین سوم سینه ای کزهجر سوزاند و ...دریغ
خانه ویرانه ای از پای بستم...کرد و رفت

سین چارم سالهای رفته از دستم ...فغان
پاکبازی که به سوگ دل نشستم کرد و رفت

سین پنجم سنگدل آن سنگ کبرت بود وآه...
عاقبت چون شیشه ای در خودشکستم کرد و رفت

سین ششم سیل اشک نامرادی های دل...
چون غریقی دست از جانم ،گسستم کرد و رفت

سین هفتم سرنوشتم بود "جلوه"صد دریغ
تاکه دل دادم به عشقش غم پرستم کرد و رفت



فریدون جلوه

#شعر#غزل
دیدگاه ها (۱۰)

سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفتعاشقی فارغ زهرچه بودوهستم ...

سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفتعاشق فارغ ز هرچه بود و هست...

سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفتعاشق فارغ ز هرچه بود و هست...

💟 💟 سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفتعاشق فارغ ز هرچه بود ...

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

♡yaşiyorum seni delice ♡...❣️

هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛گر میلِ خودت نیست به اصر...

gal benimle 🫴....❣️

رها🍂 منته مانده ی پروازی هستمکه بادنامش را فراموش کرده استنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط