{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفت

سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفت
عاشقی فارغ زهرچه بودوهستم کرد و رفت

سین دوم ساغری که از می اش مستم هنوز
از تمام آرزوها ،دست شستم کردورفت

سین سوم سینه ای کزهجر سوزاند و ...دریغ
خانه ویرانه ای از پای بستم...کرد و رفت

سین چارم سالهای رفته از دستم ...فغان
پاکبازی که به سوگ دل نشستم کرد و رفت

سین پنجم سنگدل آن سنگ کبرت بود وآه...
عاقبت چون شیشه ای در خودشکستم کرد و رفت

سین ششم سیل اشک نامرادی های دل...
چون غریقی دست از جانم ،گسستم کرد و رفت

سین هفتم سرنوشتم بود "جلوه"صد دریغ
تاکه دل دادم به عشقش غم پرستم کرد و رفت



فریدون جلوه

#شعر#غزل
دیدگاه ها (۱۰)

بی تفاوت می نشینیم از سر اجبار ها مثل از نو دیدن صدباره ی "ا...

کنار عکس تو پر ازحال وهوای گریه امشِکوه نمی کنم ولی پر از صد...

امشب ﺍﮔﺮ ﺳﺎﻗﯽ ﺷﻮﻡ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻏﻮﻏﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢﺗﺎ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ...

برای دلم، گاهی مادری مهربان میشومدست نوازش بر سرش میکشم میگو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط