{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز نوشتم که چقدر دلتنگم هوای قلبم سرد و زمستانی خلوت قلب

باز نوشتم که چقدر دلتنگم هوای قلبم سرد و زمستانی خلوت قلبم خلوت یک روح بدون جسم باز دو چشمم شده بارانی ؛ باز نوشتم که امشب هم در کنار پنجره مهمانم پر زدن قلبم را در یک خاطره با تو مهمانم ؛ باز نوشتم محبت تو از قلب من نرفته قصه تنهایی من را باد به نفس تو نگفته ؛ باز نوشتم تو میایی در قلبم امید هست در کنار پنجره با تو لذت پرواز در آسمان هست
دیدگاه ها (۳)

هـمـیشـہ ڪہــــدلتنگـے بـہ خاطـر نبودن ڪسی نیستــــگاهـے بـہ...

تو را نه با دست هایمبلکه با قلبم به آغوش کشیدمتدوست داشتنی ت...

امشب ز تو و حال دلت بی خبرم بازبیدار و به راهست دو چشمان ترم...

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part6دستمو گرفت و به سمت نه صندلی نه دیو...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

( last minute )

#سه_و_سه_دقیقه𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___بعد از کافه…همه رفتیم سمت...

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط