‌اے بـه راهـت

‌اے بـه راهـت
لـبِ هـر پـنـجـره
یڪ جـفـت نگـاه

مـن چـرا ایـن قـدَر از آمـدنـت مـایـوسـم؟
دیدگاه ها (۱)

صبح یعنیلب هر پنجره‌ی رو به زمانتو بتابی و به منخنده تعارف ب...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

تو این شرایط بحرانی هر کس رو نگاه می‌کنی به قدر بضاعتش مغز ر...

محبوب مهربانم💌می خواهی بگویمـدلمـ چقدر برایتــ تنگــ می شود....

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

عاشقانه های شبنم

عصر است هوا خوب و زمین مست و زمان یار ،یڪ قاصدڪ اے ڪاشنشیند ...

آن لب تب‌دار را یڪ بار بوسیدن شفاستوای از این دارو ڪه از بیم...

تو كنارم باش اصلا شعرهايم مال توهر چہ از تاثیر چشمت مے سرایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط