یڪ شب #نهر_خین

یڪ شب #نهر_خین
فرمـانده : بچه ‌ها ساڪت
از ڪسی صدایی در نیاید !

تیربار تمام آب را به رگبار بست
یڪی شانه اش تیـر خورد
یڪی سینه اش شکافت ،
و یڪی پیشانی‌اش ...

هیچ صدایی از ڪسی در نیامد ...

#شهدا_شرمنده_ایم
دیدگاه ها (۱)

### پارت پنجم: «برزخِ گلوله و پورتال»هوای انبار از شدتِ نیرو...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۵

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت شــشم 𓆪 🖤🥀نامجون ...

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

چند پارتی

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

پارت اول: پشت‌بام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...

𝖕𝖆𝖗𝖙6جشن تمام شد، اما شبِ مارال تمام نشد.وقتی به اتاقش برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط