{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#مرثیه_امام_حسن_عسکری

#مرثیه_امام_حسن_عسکری

تب دار ترین تب زده ی بستر دردم
پر سوز ترین حنجره ی حنجر دردم

رنگ رخ من بر همگان فاش نموده
در باغ نبی جلوه ی نیلوفر دردم

فریاد عطش زد دهن سوخته ام تا
تر شد لب خشکیده اش از ساغر دردم

بر زیر گلوی جگرم دشنه کشیدند
من کشته ی تیغ شرر لشگر دردم

آتش فکند بر قد و بالای سپیدار
یک ذرّه ی ناچیز ز خاکستر دردم

خون گریه کند اختر و مهتاب برایم
افلاک شده مستمع منبر دردم 

🔸 شاعر:
#وحید_قاسمی
دیدگاه ها (۱)

#حضرت_اشک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط