فکرشو بکن...

فکرشو بکن...

شب جمعه باشه!
مهمون ارباب باشی...

صبرت کم میشه... هِی با خودت میگی پس کِی میرسم...

میدونی شب جمعه است و شهدا به استقبالت ایستادن! اخه همه شب جمعه مهمون آقان!

نوبتت میشه
با خودت میگی تند تر میرم که زودتر برسم اما هر قدمی که برمیداری قلبت تند تر میزنه و پاهات سست میشه...

کم کم اشک تو چشمات حلقه میزنه... هی چشماتو پاک میکنی که حرمو بهتر ببینی...
چند قدمی ضریح سرتو میندازی پایین...دستتو میذاری روی سینت
میگی #آقا_سلام... بالاخره منم اومدم

میخوای گریه کنی ولی تا ضریحو میبینی اروم میشی !

.....

تو همین فکرایی که یهو به خودت میای!
امشبم سلام اخر زیارت عاشورا هواییت کرده...

زیر لب زمزمه میکنی... تا کِی از دور سلام کنم اقا؟!

#شب_زیارتی_ارباب
#شب_جمعه_رسیدی_به_کربلا_یادم_کن
دیدگاه ها (۱)

رمان جیهوپ قسمت هفتم

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

عاقاااااا-خب بله. عاقا میخوام بگم من از چه مدل پسرهایی خوشم ...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

My Arirang Part ۲۰جیمین: عذر می‌خوام بد موقع اومدم ولی میشه ...

رمان سوم پارت یازدهم ادامش بسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍...

intertwined fate of two enemies-part 13

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط