{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( شعر زنده یاد سیمین بهبهانی)

( شعر زنده یاد سیمین بهبهانی)

گفتا که میبـوسم تـو را، گفتم تمنـا میکنم
گفتا اگر بیند کسی، گفتم که حاشـا میکنم
گفتـا ز بخت بـد اگر، ناگه رقیب آیـد ز در
گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا میکنم
گفتا که تلخیهـای می، گر نا گوار افتـد مرا
گفتم کـه با نوش لبـم، آنرا گـوارا میکنـم
گفتا چه می بینی بگو، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا میکنم
گفتا که از بی طاقتی، دل قصـد یغمـا میکند
گفتم که با یغما گران، باری مـدارا میکنم
گفتا که پیـوند تو را، با نقد هستی میخرم
گفتم که ارزانتر از این، من با تو سودا میکنم
گفتا اگر از کوی خود، روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر، امروز و فردا میکنم
دیدگاه ها (۱۳)

گفتا که میبوسم تورا, گفتم تمنا میکنمگفتا اگر بیند کسی, گفتم ...

گفتا که میبوسم تورا, گفتم تمنا میکنمگفتا اگر بیند کسی, گفتم ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

"گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ،...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم گفتا اگر بیند کسی ،...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط