گاهی از خودمان می‌پرسیم: #دوست_داشتن_به_چه_دردمان_می‌خورد

گاهی از خودمان می‌پرسیم: #دوست_داشتن_به_چه_دردمان_می‌خورد❔
راستش به راحتی می‌شود به این سوال جواب داد: #هیـــچ❕
و راستش در واقعیت هم دوست داشتن چندان به درد کسی نمی‌خورد.
فقط بعضی شب‌ها هست که آدم حس می‌کند هیچ چیز برایش باقی نمانده است: نه توان تلاشی،
نه طاقت صبری،
و نه حوصله و امیدی.
در منتهی‌الیه چنین بن‌بستی،
چند قدم مانده به وضعیتی که نام «#استیصال_محض» به آن برازنده است،
دو کلمه از پوست سیاه و بی‌جان شب بیرون می‌افتد:
- #دوستت_دارم.
دو کلمه‌ی مشخصن #به‌دردنخور،
#انتزاعی و #مبهم،
اما آخرین دو رگ زنده‌ای انگار،
که روح خسته و محتضر ما را به کالبد حیات متصل نگه می‌دارد.
#دو_کلمه‌ای_که_گاهی_روح_ما_را_از_مردن_نجات_می‌دهد.
#جذاب #خاص
دیدگاه ها (۲۸)

گاهی از خودمان می‌پرسیم: «دوست داشتن به چه دردمان می‌خورد؟»ر...

گاهی از خودمان می‌پرسیم: دوست داشتن به چه دردمان می‌خورد؟راس...

گاهی از خودمان می‌پرسیم: «دوست داشتن به چه دردمان می‌خورد؟» ...

گاهی از خودمان می‌پرسیم: دوست داشتن به چه دردمان می‌خورد؟راس...

دوست داشتن ب چ دردمان می‌خورد؟

استوری عاشقانه فندک تب دار

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط