جان به قربان تو و کرب و بلایت یاحسین/این سر شوریده ام دار

جان به قربان تو و کرب و بلایت یاحسین/این سر شوریده ام دارد هوایت یاحسین
روز و شب در آرزوی مرقدت آرم به سر/کی شود ماوی کنم در کربلایت یاحسین
آرزو دارم ببینم مرقد دلجوی تو/آیم و شیون کنم درخیمه هایت یاحسین
تو پناه مستمندان، ما گدایان بر درت/حاجت ما را روا کن از عطایت یاحسین
عقده ها دارد بسی دلهای ما از ماتمت/چشمهاگریان از آن ماتم سرایت یاحسین
باعزیزانت شدی قربانی راه خدا/زنده شد اسلام از آن عهد و وفایت یاحسین
ازغم جانسوز تو ای تشنه لب خون شد دلم/دیده ام گریان دمادم در عزایت یاحسین
آه سوز تشنگان آتش زده بر جان من/هرکسی دارد به سر شور و نوایت یاحسین
کی رود از یاد من آن پیکر صد پاره ات/قدسیان محزون شده در ماجرایت یاحسین
عمر من طی شد به یادت آمده جانم به لب/کاش آیی بر سرم بینم لقایت یاحسین
شافع روز جزایی توشفاعت کن ز ما/از جلالی که ترا داده خدایت یاحسین
کی توان گوید(مقدم)ماتم جانسوز تو/صبر عاجز شد از آن صبر و رضایت یاحسین
دیدگاه ها (۳)

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

: باز این چه شورش است که در خلق عالم است  باز این چه شورش اس...

آن که درقصرستمگربا شجاعت خطبه خواند زآن فصاحت شد بلند فریادا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط