{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو کیستی که پراکنده در هوای منی

تو کیستی که پراکنده در هوای منی
تنیده ای به وجودم ولی سوای منی

کجای زمزمه هایم ؟ کجای حادثه ای ؟
کجا بجویمت ای جان ، که ناکجای منی

گره زدی به نگاهت کلاف چشم مرا
به این گره زدنت هم ، گره گشای منی

کسی شبیه تو در من ، مرا به دریا برد
رسیده ام به یقین : این که ناخدای منی

سوال کرده ام عمری : چرا ؟ چرا ؟ و اینک
تویی ، که پاسخ صدها چرا چرای منی

ولی سوال بدون جواب مانده ی من :
تو ای غریبه که هستی ، که آشنای منی
دیدگاه ها (۱)

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنیدمن که رفتم بنشینید و ... ...

مانند غـریـقی کــه پر از وحـشت آب است ،می گردم و دستم پی یک ...

گاهی اوقات دلم کنج قفس می گیرد گاهی اوقات هوا راه نفس می گیر...

نکند صبح شود جای تو خالی باشد؟بوی عطر تو فقط بر تن قالی باشد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط