{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دل چه بگویم شده غم خانه ی من

از دل چه بگویم شده غم خانه ی من
هر سو نگرم غم شده پیمانه ی من
راه دگری نیست مرا در غم این دل
چه بسوزم چه نسوزم فریاد ز این دل
گویم به تو ای دل مشو غمگین ز این غم
عادت شد همدم ، بو ود آغازگرت غم
آسوده خیال باش ز دلبر خبری نیست
گر هم خبری هست دگر حوصله ای نیست
بیهوده مرنجان خود را دل خوبم
آئینه در شب که دیدن ندارد دل خوبم
دیدگاه ها (۱)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

جاده بی راهه

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

هر وقت دلتنگ می‌شوم ودلم میگیرد همان لحظه می‌فهممیک جای کار ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۶🌌هیچ‌کس دیگر کوسه‌اش را ...

بیهوده قفس را مگشایید پری نیستبشکسته پرم قدرت سیرو سفری نیست...

از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزمگویم نچنانم که دگربار بسوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط