{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را مرد گذاشت...

خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را مرد گذاشت...
از او پرسید:
آیا راضی هستی...؟؟!
مرد گفت: نه...
خداوند پرسید:
چه می خواهی؟!
مرد گفت:
آینه ای می خوام که در آن بزرگی خود را ببینم...
تکیه گاهی می خوام که در هنگام خستگی و آزردگی بر آن تکیه زنم و آرامش پیدا کنم...
کسی که همدم لحظات تنهایی ام باشد...
نقابی می خواهم که در هنگام ضرورت پشت آن مخفی شوم...
کسی که زیبایی اش چشمم را نوازش دهد...
اندیشه ای می خوام که در آن غوطه ور گردم...
و چراغی که با آن هدایت و راهنمایی شوم...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
و اینجا بود که خداوند گفت :
این خیلی زر میزنه!!
یه موجودی بسازم دهنشو سرویس کنه!

و اینگونه شد که خداوند زن را آفرید...!!
دیدگاه ها (۳)

...

...

به عشق شک کردم...از زمانی کهعاشقانه عشق ورزیدم و ظالمانه ظلم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑧من در سرزمینیکه تو را در آن نب...

فاصله یک لبخند تا جنون

P : 28

قمار اخر

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش سوم_بلند می‌شود"من که سیر...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

Seven

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

وفاق یا اختناقمحمدرضا طاهری🔹وفاق اگر میلی شود، رسانه را هم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط