اهوی گریز پا
𝓪𝓱𝓸𝔂 𝓰𝓸𝓻𝓲𝔃 𝓹𝓪
ρꪖ𝕣𝕥_⁴
....................
دیگر چه کسی چشمانش را ببوسد و قربان صدقه اش برود
دیگر چه کسی برای نمراتش ذوق کند و با افتخار به او نگاه کند
دیگر با که بازی کند و برای چه کسی خودش را لوس کند..
لوس؟
مگر بعد مرگ پدرش میدانست لوس بودن چیست؟!
مگر کسی هم بود که نازش را خریدار باشد
دخترک بعد از دیدن حنازه بیجان و سرد پدرش انگار که صد سال بزرگ شده باشد.
...............
…:اجی کجایی مامان کارت داره
کمرش را صاف میکند و با پشت دست عرق پیشانی را پاک میکند.
کارش شده بود کار کردن در مزرعه پدرش تا فکرش را مشغول کند و داغ پدرش زیاد دلش را به درد نیاورد.
بیل را زمین میگذارد و به سمت اشپزخانه قدم برمیدارد بوی غذاهای مادرش دلش را به ضعف میاورد تازه میفهمد چقدر گرسنه است روی زمین کنار برادر کوچکش که تازه ۱۴ سالش شده بود مینشیند و دستی بر سرش میکشد اهورای کوچکش زود بود برای یتیم شدنش بعد از مرگ پدرش دیگر زیاد حرف نمیزد ارام و مظلوم شده بود مثل قبلا ها سر سفره پر حرفی نمیکرد برعکس چند ماهی است که مهر سکوت بر لبانش زده بود.
اه جانمان سوزی میکشد و کمی غذا برای هردویشتان میکشد...
ادامه دارد....
________
(دلت خواست یه سری به پیج بزن🫠🤌🏻)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#کورد#رمان#roman#ahoi_goriz_pa#کوردستان#کورد#kordistan#xalki_kordistan#ولات#غیرت#عاشقانه#غمگین#موسیقی#اهنگ#سرگرمی#ادبی#kord#ویسگون#اکسپلور#ویدیو#فوریو#اکسپلور#تیک_تاک#برو_فوریو#بغل#مخاطب_ندارد#مخاطب_خاص#دلنوشته
ρꪖ𝕣𝕥_⁴
....................
دیگر چه کسی چشمانش را ببوسد و قربان صدقه اش برود
دیگر چه کسی برای نمراتش ذوق کند و با افتخار به او نگاه کند
دیگر با که بازی کند و برای چه کسی خودش را لوس کند..
لوس؟
مگر بعد مرگ پدرش میدانست لوس بودن چیست؟!
مگر کسی هم بود که نازش را خریدار باشد
دخترک بعد از دیدن حنازه بیجان و سرد پدرش انگار که صد سال بزرگ شده باشد.
...............
…:اجی کجایی مامان کارت داره
کمرش را صاف میکند و با پشت دست عرق پیشانی را پاک میکند.
کارش شده بود کار کردن در مزرعه پدرش تا فکرش را مشغول کند و داغ پدرش زیاد دلش را به درد نیاورد.
بیل را زمین میگذارد و به سمت اشپزخانه قدم برمیدارد بوی غذاهای مادرش دلش را به ضعف میاورد تازه میفهمد چقدر گرسنه است روی زمین کنار برادر کوچکش که تازه ۱۴ سالش شده بود مینشیند و دستی بر سرش میکشد اهورای کوچکش زود بود برای یتیم شدنش بعد از مرگ پدرش دیگر زیاد حرف نمیزد ارام و مظلوم شده بود مثل قبلا ها سر سفره پر حرفی نمیکرد برعکس چند ماهی است که مهر سکوت بر لبانش زده بود.
اه جانمان سوزی میکشد و کمی غذا برای هردویشتان میکشد...
ادامه دارد....
________
(دلت خواست یه سری به پیج بزن🫠🤌🏻)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#کورد#رمان#roman#ahoi_goriz_pa#کوردستان#کورد#kordistan#xalki_kordistan#ولات#غیرت#عاشقانه#غمگین#موسیقی#اهنگ#سرگرمی#ادبی#kord#ویسگون#اکسپلور#ویدیو#فوریو#اکسپلور#تیک_تاک#برو_فوریو#بغل#مخاطب_ندارد#مخاطب_خاص#دلنوشته
- ۴.۹k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط