{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را
ولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان را

ره ماتم سرای ما ندانم از که می پرسد
زمستانی که نشناسد در دولت سرایان را

به دوش از برف بالاپوش خز ارباب می آید
که لرزاند تن عریان بی برگ و نوایان را

به کاخ ظلم باران هم که آید سر فرود آرد
ولیکن خانه بر سر کوفتن داند گدایان را

طبیب بی مروت کی به بالین فقیر آید
که کس در بند درمان نیست درد بی دوایان را

به تلخی جان سپردن در صفای اشک خود بهتر
که حاجت بردن ای آزاده مرد این بی صفایان را

به هر کس مشکلی بردیم و از کس مشکلی نگشود
کجا بستند یا رب دست آن مشکل گشایان را

نقاب آشنا بستند کز بیگانگان رستیم
چو بازی ختم شد بیگانه دیدیم آشنایان را

به هر فرمان آتش عالمی در خاک و خون غلطید
خدا ویران گذارد کاخ این فرمانروایان را

به کام محتکر روزی مردم دیدم وگفتم
که روزی سفره خواهدشد شکم این اژدهایان را

به عزت چون نبخشیدی به ذلت می ستانندت
چرا عاقل نیندیشد هم از آغاز پایان را

حریفی با تمسخر گفت زاری شهریارا بس
که میگیرند در شهر و دیار ما گدایان را

 
شهریار
دیدگاه ها (۱)

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان راولیکن پوست خواهد کند ما...

گل های اطلسی علیرضا افتخاری

زمســتان پوســـتین افزود بر تن کدخدایــــان را ----- ولیـکــ...

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان راولیکن پوست خواهد کند ما...

نشانه‌های پنهان در «پا» که نباید نادیده بگیرید

یک باور غلط درباره استفاده از ماسک😷#بهداشت

نصف‌شب دندون‌درد گرفتین و خوابتون نمی‌بره؟ این کارها رو انجا...

بیشتر آدم‌ها از تنهایی فرار نمی‌کنند؛از زخم‌هایی فرار می‌کنن...

#هوش_مصنوعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط