من می دانستم هر آمدنی رفتنی دارد..

من می دانستم هر آمدنی رفتنی دارد..
از کودکی ام این را شنیده بودم که هیچکس ماندنی نیست...
اما نمی دانم چرا از وقتی تو آمدی همه چیز یادم رفت، همه چیز تغییر کرد...
از وقتی تو آمدی انگار زندگی را تکه تکه کردم و هر تکه اش را هرطوری که دلم خواست، هرکجا که دلم خواست گذاشتم...
زندگی داشت رفته رفته همانی می شد که می خواستم... لذت بخش...
داشتم خوشبختی می کردم که... به چشم خودم دیدم که هیچکس ماندنی نیست...که هر آمدنی رفتنی دارد...
من حتی...
حتی بعد از تو هم می توانستم زندگی کنم، می توانستم نمیرم و ادامه بدهم...
اما عزیز من...
این گونه بعد از تو دنیا جای امنی نبود...
اگر رفتنت را نمی مردم، این آمدن و رفتن ها برایم عادی می شد...
من باید بعد از تو روزی هزار بار می مردم تا بفهمم دنیا آنقدرها هم جای نا امنی نیست...
تا بفهمم رفتن تو فقط یک اتفاق بود...
دیدگاه ها (۳)

مادر که می‌میرد..........، فقط مادر نمی‌میرد… یک تکه از خودت...

من هیچ‌وقت آن‌قدر سرم شلوغ نمی‌شود که دلم برایت تنگ نشود… حت...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

من اگر می‌دانستم دنیا اینقدر شلوغ است، نمی‌آمدم!صبر می‌کردم ...

دلم گرفته بود!پیام جدیدی از تو دیدم؛ آمدی، حرف زدی، لبخند زد...

بعضی آدم‌ها را نمی‌شود از زندگی بیرون کرد…حتی وقتی رفته‌اند،...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

در تاریکترین روزهای زندگی‌اتاین را بدان که خدا در جواب صبرها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط