{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکجایی باید دست از گذشته بکشی،

یکجایی باید دست از گذشته بکشی،
«آمد، بود، خندید، رفت»
را از حافظه ات پاک کنی.
جایی باید به سرعت خودت را
جمع و جور کنی
محکم بزنی توی گوش خودت
و بگی به داد خودت برس لعنتی
بلند شو
تو دو بار به دنیا نمی آیی!
دیدگاه ها (۳)

زنِ عاشقهمانندتارِ پوسیده یگیلیم قدیمی خانه استبه هر جان کند...

https://t.me/joinchat/AAAAAArL9SmYSUSbr5jH_Q

پیشاپیش سال نو مبارک دوستای گلم براتون سال خوبی رو ارزو دارم

‏تنهایی که طولانی میشه معیار دوست داشتن آدما هم عوض میشهیهو ...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۷«انتخاب»ات به پدرش خیره شده بود.— من...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت چــهار 𓆪 🖤🥀ات با تعجب به مرد خیره ش...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

پارت⁵که یهو خورد زمین و یوری دوباره گریش گرفت ، ات صورت یوری...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط