{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز از آن کوچه گذر کردم..قامت خود را در پستوی سرمای سوز

امروز از آن کوچه گذر کردم..قامت خود را در پستوی سرمای سوزان احساس کردم...چه رووزی بوود؟!کااش باد از دورر دستها بیاید باز
کاش چشمان سیاهت را ببینم باز
از چه نالم؟! از پرستویی که پرواز را یادم داد اما مرا با خود نبرد؟!
اما ببر
میخواهم همسفر شوم
در جاده ای سرد...
میخواهم هنگامی که نای راه ندارم با تو زنده شوم!
میدانم دلتنگم
میدانم میروی
پس...
پس چه بگویم از عشق از دوری از جدایی
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻧﯿـــــﺎ ...ﺧــﺴـﺘـــــﻪ ﺍﻡ ...ﮐﻤـــﯽ ﺻــــــﺒﺮ ﮐـــــﻦ ......

تــمـام غـصـه هـا از هـمـان جـایـی آغـاز مـی شـونـد کـه …تـر...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

و هنوز #تـღـو ↬ رادر تار و پود شعرمیتوان نوشتــــمیشود داشتـ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط