#سناریو
وقتی خواهر سونگهونی و جلوی اعضا هیسونگ رو می بوسی
هیسونگ:(داره حال میکنه)
جی:هعیی اینجا دیگه جای موندن نیست
جیک: یکی در چشمای نیکی رو بگیره
سونگهون: بقیه خواهر دارن من بجاش الاغ خاک تو سرت
سونو: من درچشم هام و میگیرم و هیچی نمیگم
جونگوون: همانا مانند خر هستی ا.ت
نیکی: روبه جیک= هیونگ من باید خودم بهت یاد بدم بعد میگی در چشمای منو ببندن
امشب تکلیفم رو روشن میکنم شوهرم و بردن
ا.ت اسکل
هیسونگ:(داره حال میکنه)
جی:هعیی اینجا دیگه جای موندن نیست
جیک: یکی در چشمای نیکی رو بگیره
سونگهون: بقیه خواهر دارن من بجاش الاغ خاک تو سرت
سونو: من درچشم هام و میگیرم و هیچی نمیگم
جونگوون: همانا مانند خر هستی ا.ت
نیکی: روبه جیک= هیونگ من باید خودم بهت یاد بدم بعد میگی در چشمای منو ببندن
امشب تکلیفم رو روشن میکنم شوهرم و بردن
ا.ت اسکل
- ۳.۰k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط